بهانه

سلام به همگی

امیدوارم که همتون شاد و سلامت باشید. راستش مدتیه که خیلی به یاد دوران کارشناسی و دوستان و هم­کلاسی­های اون دوران هستم. تعداد ورودیمون هم که زیاد بود و خبر داشتن از همه­ی بچه­ها خیلی راحت نیست. خوشحالم که وبلاگمون هر چند فعالیت و جنب و جوش قبل رو نداره ولی هنوز هم پا بر جاست و کلی بازدید روزانه داره. انگار که هنوز هم منتطر دیدن یه خبر یا اتفاق جدید تو وبلاگمون هستیم.

متاسفانه نشد که به بهانه­ی جشن فارغ التحصیلی دور هم جمع بشیم و از حال و روز همدیگه خبر بگیریم. خب این طور که معلومه یه عده از بچه­ها دارن ارشد می­خونن.  یه عده­ی دیگه مشغول به کار شدن.  بعضی از بچه­ها از ایران رفتن و یه سری هم به فکر رفتن هستن.

به نظرم رسید که خیلی خوب می‌شه توی بخش نظرات این پست هر کدوممون در مورد موقعیت الانمون چند خط بنویسیم. مثلاً اونایی که ارشد می خونن چه اینجا و چه خارج از ایران در مورد موضوع پروژشون یه توضیح کوچیک بدن، اونایی که مشغول به کار شدن در مورد محل کار و حوزه­ی کاریشون چند خط بنویسن و بچه­هایی هم که می­خوان برن در مورد دانشگاهی که انتخاب کردن و حوزه­ای که قراره روش کار کنن بنویسن.

امیدوارم به این بهانه علاوه بر خبر گرفتن از همدیگه حال و هوای قبلی به وبلاگمون برگرده

بـَسپار 86 در facebook

سلــــــــام....
ای بابـــــــا.... اینجوری که نمیشه.... خیــــلی زوده برای اینکه بخوایم اینجارو اینجوری ببینیم.... آهای آقا و خانم نویسنده.... هفته ای، ماهی نیم ساعت وقت بذاری چیزی نمیشه که...

بقیه بچه ها چی؟؟؟ کسی ایده ای، طرحی، پیشنهادی نداره برای تغییر؟؟

اگر هم می خواید کلاً جمع بشه که بگید که تکلیف معلوم باشه

حالا از این حرفا که بگذریـــــم، با یه خبر جدید اومدم....

حدود یک هفته است که بالاخره و بعد از درخواست ها و پیشنهادهای زیاد طی ۲-۳ سال گذشته! شعبه ی دوم این وبلاگ با اسم polymer86 (S&R IAU)l در facebook افتتاح شده. از علاقمندان دعوت میشه که برن لایک کنن!!

البته هنوز چندان کار خاصی نکردیم تا آنها که نرسیده اند بیایند!

به امید دیدار.... 

سپاس

دوره ی کارشناسی ما ۸۶ها هم به آخر رسید و 31 شهریور ۹۱، پایانی بود بر حضور پر فراز و کم نشیب بسپار ۸۶ای ها در دانشگاه علوم تحقیقات... حالا که بسیاری از بچه ها به صف فارغ التحصیلان سال گذشته ی ورودی ۸۶ پیوستند و دیگران هم کم کم دوره ی لیسانس رو به آخر می رسونن، به نظر میرسه که دیگه کار خاصی باقی نمی مونه به جز یک نکته...

ما موقعیت امروزمون رو مدیون کسانی هستیم که تمام توان خودشون رو به کار بردند و صمیمانه در کنارمون بودند تا از یکی از خوان های زندگیمون با موفقیت و سربلندی بگذریم. عزیزانی که با همه ی بدقلقی ها و غرولندهای ما ساختند و صبوری کردند... شیطنت ها و بد اخلاقی ها و شکایت های ما رو دیدند و شنیدند و لب فرو بستند و در برابر، باز هم لبخند زدند.

قلم، یارای برابری با محبت ها و تلاش اساتید عزیزی که دلسوزانه در کنار ما بودند رو نداره و بدتر آنکه قلم ناتوان من هم باشه... با اجازه ی دوست عزیزمون «زهرا ایزدی»، دست نوشته ی زیبای ایشان1 رو از طرف تمام بچه های 86 پلیمر به اساتید محترم پیشکش می کنم و امیدوارم  از این طریق بتونیم، قطره ای از دریای مهربانی این عزیزان را جبران کنیم:

اکنون که روزهای خوب دانشجویی­مان به پایان خود رسیده است، یادآوری مهربانی­های شما از اولین روزهای ورودمان به دانشگاه تا آخرین قدم­های این مسیر، برایمان شیرین و خاطره­انگیز است. روزهای زیبای بسیاری که قدم به قدم همراهمان بودید و به ما درس زندگی، اخلاق، محبت و ایستادگی آموختید. خوب می­دانیم که محبت­های بی­دریغ و خوبی­های دلسوزانه شما را هیچ جایگزینی نخواهد بود و نیز خوب می­دانیم که هنوز عرصه­های بسیاری باقیست که دست دانشمان به آن نمی­رسد و پای تجربه­مان در آن سرگردان می­ماند و در این مسیر، همچنان چشم امید به کلام راه­گشای شما داریم.

«بَـسپار 86»
تمام عشق و احترام خود را
به پاس سال­ها خوبی و مهربانی
به شما اساتید عزیز و گرانقدر تقدیم می­نماید

امید است دعای خیرتان بدرقه راه شاگردان کوچکتان باشد


۱. با اندک صرف

کی، کجا؟! D:

بعــــد از مدتها صبر و بلاتکلیفی، امروز بالاخره نتایج نهایی کنکور ۹۱ هم اعلام و چشم ۸۶اییها روشن شــــــد...

همونطور که انتظار می رفت امسال بچه های ۸۶ همه ی مراکز پلیمری رو تسخیر کردند و ظاهراً هرجا حداقل یک نماینده از ما هست...

اما برای اینکه همه در جریان این افتخار آفرینی ها قرار بگیرند (و یا به تعبیر یکی از دوستان بفهمیم کیا همچنان با هم همکلاسی می مونن)، قبول شده ها توی نظرات همین پست، رتبه، دانشگاه و گرایش قبولیشون رو اعلام کنند تا همه باهم کیــــف کنیم

اما از همه این حرفا گذشته:

مبـــــــــــــــــارکــــــــــــــــــــــــــه

جشن پایان دوره - 7 (پایانی)

حدود یکسال از روزی که بحث برگزاری مراسم پایان دوره رو مطرح کردم می گذره... طی این یکسال با مشکلات زیادی – به خصوص برای پیدا کردن سالن برگزاری - برای این مراسم مواجه بودیم و همین مسئله باعث شد که برگزاری به تعویق بیافته. این در حالیست که در هر دانشگاهی، این مسئله از پیش پا افتاده ترین موضوعات برای دانشجویان به شمار میاد و – طبق شنیده ها – معمولاً امکانات دانشگاه به راحتی و بدون مشکل خاصی در اختیار دانشجویان قرار می گیره....

 ادامه مطلب...

ادامه نوشته

جشن پایان دوره - 6

سلام به همه

خوشبختانه روز سه شنبه (دیروز) از مجتمع رهیار با من تماس گرفتند و موافقت مدیریت مجموعه با برگزاری مراسم در سالن اجتماعات رو اعلام کردند و گفتند 50% مبلغ رو باید ابتدا پرداخت کنیم. قرار شد روز شنبه آینده برای امضای قرارداد برم....

 

ادامه در ادامه مطلب...!

ادامه نوشته

جشن پایان دوره - 5

سلام

بالاخره تحولی ایجاد و قسمت شد که بعد از مدتها پست غیر اطلاعیه ای هم ارسال کنم!  که خدا رو شکر خبر خوبی هم هست.

بریم ادامه ی مطلب...!

ادامه نوشته

یک روز خوب!

.نتایج اولیه ی کنکور ارشد ۹۱ اعلام و پلیمر ۸۶ رو سفید شد.

البته به خاطر اینکه هنوز از رتبه ی همه ی بچه ها اطلاع دقیق ندارم، فعلا فقط رتبه هایی که ازش اطلاع داریم رو اعلام می کنیم تا به زودی به کمک بچه ها رتبه ها به طور کامل اعلام بشه....

«محسن قاضی زاده» عزیز

 رتبه ی عالی ۴ مبارکت باشه

 

و اما رتبه های دو رقمی

کمند ربیعی  ۱۱  |  فرید معماریان  ۱۴  |  مهسا جفایی  ۲۳

    زهرا ایزدی  ۳۴  |  محسن کاظمی  ۴۴  |  آلاله حاجی پور  ۶۱

سیمین شفیعی  ۶۸  سحر پور ابراهیم  ۷۶  نسترن حسن پور  ۸۸

رضا زمانی  ۹۸

 

و رتبه های ۳ رقمی تا ۱۵۰

عاطفه شاکری  ۱۰۰  صادق ارسکی ۱۰۵  |  امین اسدی  ۱۰۷

علی ساریخانی  ۱۲۳

 

 

آفرین و خسته نباشید به همه ی دوستان

ادامه با بَسپار86... آری، خیر!

سلام به همه ی دوستان عزیزم.

امیدوارم که سال 91 رو خوب شروع کرده باشید و سال نکویی از بهارش براتون پیدا باشه!

می خوام یک مقدار راجع به وبلاگ با هم همفکری کنیم. طی دو ماه گذشته، وبلاگ به شادابی همیشه نبوده و به جز 7-8 پست، و کمتر از 50 نظر، پویایی خاصی تو وبلاگ ندیدیم... اگرچه نکته ی امیدوار کننده، آمار بازدید وبلاگه که هنوز، گه گاه، به 100-150 تا میرسه...

اما بچه ها...! فکر نمی کنین خیلی زوده برای اینکه وبلاگ انقدر سرد و ساکت بشه؟

درسته که نویسنده ها (و شاید بیشتر از همه خودم) مقصر هستند. اما بقیه بچه ها هم باید بخوان تا وبلاگ رونق داشته باشه... با نظرهاشون، با پیشنهادهاشون، با حضورشون....

راستش یه مقدار راجع به آینده ی وبلاگ و مسیری که باید در پیش بگیریم فکر کردم و کم و بیش به نتایجی هم رسیدم، اما فکر کردم که بهتره که فبل از هر تغییری اول با هم همفکری کنیم و ببینیم که اصلا می خوایم این وبلاگ سرپا بمونه یا نه؟... و اگر جواب مثبته، دوست داریم که چه مطالبی داشته باشیم؟ چیزی که واضحه، اینه که دیگه نه از اعلام نمره و برنامه کلاس خبری هست، نه از کلاس بندی و دیگر مسائل مربوط به دانشگاه (مگر در موارد خاص غیرقابل پیش بینی).... پس باید با تکیه به نظر جمعی، رویه و خط مشی روشنی برای ادامه ی مسیر داشته باشیم تا از تشتت و پراکندگی مطالب و یا بدتر از اون، سردی و خاموشی وبلاگ جلوگیری کنیم...


خواهشی که از همه دارم، اینه که اولاً نظرشون رو در مورد اینکه وبلاگ باید ادامه داشته باشه یا نه اعلام کنند (هم در بخش نظرات و هم در ستون نظر سنجی کناره وبلاگ).

دوم هم اینکه ایده ها و موضوعاتی که فکر می کنید می تونه جذاب و مفید باشه رو هم بیان کنید تا با هم راجع بهش تصمیم بگیریم.

چهارمین کنگره ی بین المللی رنگ و پوشش

سلام بچه ها، فردا دوستمون آقای عرفان ظفرمند در دانشگاه امیرکبیر از ساعت 2.30 تا 3 مقالشون رو ارائه می کنند، با حضورمون قطعا خوشحال میشن، آدرس دانشگاه رو می تونین از تصویر زیر ببینید.


جشن پایان دوره - 4

واقعاً متأسفم....

اول از همه برای خودم که حاضر شدم با نهادی به اسم "بسیج دانشجویی" همکاری کنم...!

دوم برای سیستم دانشگاه، که یک دانشجو باید برای گرفتن حق خودش ایـــــنهمه وقت منتظر بمونه و جلوی هر کس و ناکسی گردن کج کنه...

سوم برای مسئولین دانشگاهمون که برای خودشون حریم امنی ساختن و فقط عده ای به عنوان "نماینده" - کسایی که ما به عنوان اکثریت دانشجویان حتی ندیدیمشون، چه برسه به این که بخوایم به عنوان نماینده قبولشون داشته باشیم یا نداشته باشیم - می تونن باهاشون در ارتباط باشن و صحبت کنن...

چهارم هم باز برای دانشگاه که امکاناتش - امکاناتی که حق مسلم همه ی دانشجوهاست که ازشون استفاده کنند - فقط برای یه عده نور چشمی و عزیز کرده قابل استفادست (یادمون نرفته که یک یا دو سال گذشته بود که یک هفته سالن خوارزمی قرق بود و حتی تمرین های گروه تئاتر رو لغو کردند تا یک "آقا زاده" بیاد و از پایان نامه ش دفاع کنه).

پنجم هم برای خودمون به عنوان دانشجو متأسفم که همه ی این مشکلات رو می بینیم و بازم سکوت می کنیم و اجازه می دیم یه گروه کوچیک و منزوی بین اکثریت دانشجوها، رابط ما باشه...


امروز با رابطی که قرار بود پیگیر مسائل دریافت سالن خوارزمی برای ما باشه، و پیش از این قول های مساعدی هم داده بود، صحبت کردم و ایشون خیـــــلی راحت گفت که : "متأسفم، طرحتون تصویب نشد!!!"
البته حق هم داره که انقدر راحت با مسئله برخورد کنه، چون این موضوع مسئله ی ایشون نبوده که بخواد دل بسوزونه... مطمئنا گفتن که یه عده دانشجو می خوان جشن بگیرن و "اونا" هم گفتن نه! به همین راحتی...

واقعاً برام سواله که اگه ما به عنوان دانشجویان دانشگاه حق استفاده از امکانات رو نداریم، پس چه کسی این حق رو داره؟

درسته که ممکنه یک طرح مشکلاتی داشته باشه و از هر لحاظی (مثل محدودیت زمانی، نحوه ی اجرا و بقیه ی جزئیات) نیاز به بازنگری داشته باشه، اما اینکه قرار باشه از بیخ و بن یه برنامه رو رد کنند و بگن: نه! اصلا شدنی نیست، خیلی مضحکه... هرچند که مدتهاست عادت کردیم به جای حل مسئله، صورت مسئله رو برامون پاک کنند!

قصد دارم روز شنبه یا یکشنبه صحبت های نهایی رو با مسئولین رده بالاتر انجام بدم (البته اگه بتونم از هفت خوان بگذرم و به حریم امن آقایون دسترسی پیدا کنم!!!).

اما چیزی که مسلمه اینه که "ما" این برنامه رو هر طور شده برگزار می کنیم... می خواد تو خود دانشگاه باشه، می خواد بیرون از دانشگاه...

جشن پایان دوره - 3

سلام!

همونطوری که قبلا گفتم، منتظر اعلام نظر شورای فرهنگی دانشگاه در مورد صدور مجوز اجرای برنامه هستیم. اما ظاهرا به دلیل برخی تغییرات مدیریتی، نتیجه دیرتر اعلام می شه...

امادر هر صورت تا روشن شدن این قضیه، ما هم باید بقیه کارها رو به طور موازی پیش ببریم تا بعد از اعلام نتیجه، وقت بیشتری تلف نشه؛ دو بخشی که قرار هست در مراسم اجرا کنیم و زمان­بر تر از بقیه ی قسمت ها هستند، دو بخش نمایش و موسیقی هستند.

کسانی که مایل به همکاری در هر کدوم از این قسمت ها هستند (نوازندگی، نمایشنامه، بازی و ...) اسمشون رو اعلام کنند تا بعدا هماهنگی های لازم رو انجام بدیم.

(در پست های بعدی، راجع به بقیه ی قسمت ها همفکری می کنیم)

تلفیق چند ایده!

بچه هایی که به طور مستمر وبلاگ رو پیگیری می کنند، حتما به خاطر دارند که سال گذشته، "دنیا برازنده" ایده ای رو به نام "کتابخانه ی  بَـسپار 86" مطرح کرد تا بتونیم کتابهایی رو که دیگه بهشون احتیاج نداریم  رو از طریق وبلاگ در اختیار سال پایینی ها قرار بدیم تا هم در مصرف کاغذ و هم در هزینه های این دوستان صرفه جویی بشه...

نزدیکای عید سال گذشته هم "بهمن ارجمند" ایده ی برگزاری "جشنواره ی غذایی" در دانشکده رو داد که قرار بود عوایدش رو به خیریه اختصاص بدیم...

چند ماه پیش هم "سپیده بندی" طرح "خیریه ی بَـسپار 86" رو به اجرا دراورد که حتما در جریانش هستید.

اما متاسفانه این طرحها، هرکدوم به دلایل خاص خودشون، اصلا و یا به طور تمام و کمال اجرا نشدند؛ تا اینکه چند روز پیش "آیدا حق نژاد" پیشنهاد داد حالا که تعدادی از بچه ها فارغ التحصیل شدن، یه راهی پیدا کنیم تا کتابها و جزوه هایی که دیگه نیازی بهشون نداریم رو به دست کسایی که لازم دارن برسونیم! بعد از این پیشنهاد، یاد اون ایده های قبلی افتادم و این فکر به سرم زد که نمایشگاه کوچکی از کتاب ها و جزوه هامون در دانشکده برپا کنیم و اونا رو به نصف قیمت واقعی به حراج بذاریم و عوایدش رو به امور خیریه اختصاص بدیم... البته به شرطی که تعداد قابل توجهی از کتاب جمع آوری بشه تا قابلیت برگزاری نمایشگاه رو داشته باشه... می تونیم به بچه های رشته های دیگه هم بگیم که اگه خواستن با ما همکاری کنن...

حالا اگه کسی با این کار موافقه وکتاب و جزوه ای هم داره و می خواد در این طرح شرکت کنه بگه، تا سریعتر (و قبل از اینکه بچه ها کتاباشون رو از جای دیگه تهیه کنند!) این کار رو انجام بدیم.

جشن پایان دوره - 2

نزدیک به ۴ ماهه که فعالیت هایی رو برای برگزاری جشن پایان دوره آغاز کردیم و در همون قدم اول با معضل محل برگزاری مواجه بودیم که این موضوع باعث کند شدن پیشرفت امور شد؛ اول قصد داشتیم که در سالنی خارج از دانشگاه برگزار کنیم و اما بعد از مشورت هایی که صورت گرفت و پیشنهاد های دوستان، به این نتیجه رسیدیم که اگر امکان برگزاری در دانشگاه وجود داشته باشه، بهتره که در سالن خوارزمی خودمون مراسم رو برپا کنیم. درسته که فرصت زیادی رو از دست دادیم و این موضوع باعث شد که تاریخ برگزاری مراسممون عقب تر بیافته، اما این به معنی فراموش شدنش نیست...

اما روز گذشته فرصتی پیش آمد تا به همراه "محمد زارع" – که قبلا هماهنگیهایی رو انجام داده بود – با یکی از مسئولین دانشگاه در این رابطه صحبت هایی رو صورت بدیم و موافقت های اولیه رو کسب کنیم. البته شرایط خودمون مبنی بر اینکه مراسم کاملا مستقل بوده و زمان کافی در اختیار داشته باشیم رو هم مطرح کردیم که خوشبختانه مخالفتی نشد.

در مورد زمان برگزاری هم گفته شد که امکان رزرو سالن برای اوایل آبان ماه وجود داره، اما با توجه به اینکه ما هنوز آماده نیستیم، فکر کردیم که بهتره برای اواخر آبان ماه اقدام کنیم.

تنها مسئله ای که وجود داشت، این بود که از ما خواستند که تا هفته ی آینده، کل قسمت هایی که برای اجرا در نظر داریم رو طی گزارش 2-3 صفحه ای ارائه بدیم. چون برای رزرو سالن بهش احتیاج هست. (مسلما اگر بعد از ارائه ی گزارش منطقی و اصولی و در چهارچوب قوانین دانشگاه، اگر باز هم ممیزی های مغرضانه صورت بگیره، گزینه ی سالن های دانشگاه به طور کلی حذف خواهد شد)

با صحبت های جسته و گریخته ای که تا امروز صورت گرفته، بخش هایی رو به صورت پیش فرض برای اجرا طی 2-3 ساعت فرصتی که داریم در نظر داریم.  بخش هایی نظیر: سخنرانی اساتید، اهدای لوح، موسیقی، نمایش، اجرای کلیپ یادگاری!، شعر خوانی و ... . ضمن اینکه باید مسائلی نظیر لباس های فارغ التحصیلی، فیلم برداری، پذیرایی و ... رو هم در نظر داشته باشیم.

اگر ایده و پیشنهاد دیگری هم برای برگزاری بهتر مراسم به فکرتون میرسه بگید لطفا...

البته اواخر ترم گذشته، خانم برازنده فرمهایی رو جهت جمع آوری اطلاعات در مورد نحوه ی همکاری بچه ها تهیه کردند، اما فکر کردم که بهتره برای آخرین بار، از این طریق هم فراخوانی برای همه بگذاریم تا چیزی از قلم نیافته.

در آخر هم این نکته رو یادآور می شم که برگزاری چنین مراسمی (به خصوص در این فرصت کم باقیمانده)، کار آسونی نیست و به همکاری همگانی احتیاج داره؛ اگر کسی قصد داره به عنوان هسته ی اصلی هماهنگ کننده کمک کنه هم، از طریق همین پست اعلام آمادگی کنه...

با سپاس

تولد، تولد، تولدت مبارک: بَـسپار 86

 «بَـسپار 86»، وبلاگ عزیز!

 تولدت دو سالگیت مبارک

امیدوارم همیشه برقرار و پر از محبت و دوستی باشی

دو سال گذشت... اما این سالی که گذشت، سال بهتری برای «بَـسپار 86» بود نسبت به سال قبلش. چون همه بیشتر باهاش آشنا بودن و تونسته بود خودش رو به عنوان یک وجه مشترک بین بچه ها معرفی کنه.  بچه ها هم انصافا خوب باهاش کنار اومدن و دقیقا مثل یک نوپا، زیر بال و پر گرفتنش تا بتونه قد علم کنه... اونم سعی کرد تا جایی که می تونه جواب این محبتارو بده، البته یه وقتا هم نتونست، خب همش 1سالش بود دیگه... چه انتظاری میشد ازش داشت!

حالا بازم به فکر بهتر شدنه و دلش می خواد با بهتر شدنش، کم و کاستی های قبل رو هم جبران کنه بلکه بتونه دوستاش رو خوشحال تر کنه و دل اونایی هم که ازش دلخور شدن رو به دست بیاره؛ برای همین می خواد ازشون بپرسه حالا که دوره ی "آغاز" داره تموم میشه و همه دارن وارد فصل تازه ای میشن، دوست دارن "پایگاهشون" چه جوری باشه؟ می خواد نقاط ضعف و قوتش رو بدونه... دلش می خواد که هر کسی بیاد و اشکالاتشو بگه، پیشنهادای جدیدش رو بگه: حتی اگه به تلخی حذف باشه؛ اگه کسی فکر می کنه که باید یه تحول اساسی شکل بگیره، می خواد بشنوه. اگه کسی می خواد گردوندنش رو تجربه کنه، بسم ا... . می خواد بدونه تا کِی پشتش هستیم و هواشو داریم؟ حتی اگه بهش بگیم تا الان که کارمون رو راه انداختی، مرسی؛ ولی دیگه بهت نیازی نیست، فقط لبخند میزنه... مهم نیست که گفته ها تلخ باشن یا شیرین:

فقط می خواد بشنوه

وقتي بچه بوديد دوست داشتيد چه كاره بشيد؟

همه ي مايي كه الان اين جا هستيم ، از روزي كه برگ انتخاب رشته ي دانشگاه آزاد رو پر كرديم ، يه اشتراك بزرگ پيدا كرديم كه اسمش پليمر بود !!

روزي كه داشتيم انتخاب رشته مي كرديم شايد خيلي از افكار و علايقمون هم مثل هم بود !

ولي آيا 15 سال پيش كه كلاس اول بوديم هم همين طوري فكر مي كرديم؟

اون زمان چه آرزويي داشتيد؟مي خواستيد مهندس پليمر بشيد؟؟(فكر نكنم اصلا اون موقع هيچ كدوممون مي دونست پليمر يعني چي!) چي باعث شد كه اين رشته رو انتخاب كنيد؟


افتخار آفرینان 86!

چند روز پیش اسامی پذیرفته شدگان آزمون سراسری کنکور ارشد 89، اعلام شد. در این بین، برای ما، اینکه چند نفر از بچه های پلیمر علوم و تحقیقاتی و به خصوص بچه های ورودی 86 موفق به کسب رتبه های بالا در این آزمون شدند اهمیت زیادی داشت. چون اولا دوستامون هستند و موفقیتشون باعث خوشحالی و سربلندی ما می شه و دوما اینکه به هر حال ملاک مناسبیه برای مقایسه ی خودمون با بچه های سراسری.

امسال، همه ی بچه های 86 با جدیت در کنکور شرکت نکردند و اکثرا با دید آمادگی و آشنایی ثبت نام کرده بودند، اما چند نفر از بچه ها که به طور جدی شرکت کرده بودند، انصافاً گل کاشتند و نشون دادند که یه 86ایی اگه بخواد، می تونه


  به هانیه میانه رو، میلاد ایمنی، مجتبی مرادی، فرزانه آزادی منش و حمید صدری
 که به ترتیب موفق به کسب رتبه های 28، 69، 74، 130 و 143 شدند،
 گرمترین و صمیمانه ترین تبریکات رو
می گیم و امیدواریم
 در تمام مراحل زندگی موفق باشند

اما این همه ی ماجرا نیست و علاوه بر 86ای های عزیز، دوستان 84 و 85 هم رتبه های درخور توجهی رو در کنکور امسال کسب کردند و مایه ی سرفرازی "پلیمر علوم و تحقیقات" شدند:

84: فرشته محمد قربانی (15)

85: مریم عرب سرهنگی (24)، شهلا حاج علی زاده (54)، هبه دقه (75)، فرزانه حسن پور (79)، پدرام منافی (94)، شیده شانه (100)، آرش رنجبر زاده (۱۰۳)، مریم همدانلو (۱۰۶)، زهرا سالاری فر (۱۲۷)، پریچهر شیخ الحرمی (۱۳۶)

به این دوستان هم از طرف همه ی پلیمری ها تبریک می گیم.

با این همه، با توجه به آمار تعداد قبولی های امسال بچه های ۸۶ و قبولی های پارسال بچه های ۸۵، و اینکه باقی رتبه ها به بچه های سراسری تعلق پیدا کرده، به نظر میرسه که بهتره بچه های ما یک سال صبر کنند تا با فراغ بال و آسودگی خاطر بیشتر و مطالعه ی عمیق و مجدد، بتونن خودشون رو به سطح لازم برای رقابت برسونن و نتیجه ی بهتری در کنکور ارشد بگیرن و تعداد نفرات بیشتری قبول بشن.


پی نوشت:

۱. علت تأخیر در اعلام اسامی، زمان بری! اطلاع پیدا کردن از اسامی و رتبه ها بود.

۲. سعی شده که اسم کسی از رتبه های برتر از قلم نیافته، اما اگر این اتفاق افتاده و نام دوستی در لیست وجود نداره، ضمن عذر خواهی از این دوستان، درخواست داریم که اسامی رو به اطلاع ما برسونید.

۳. در صورت هر گونه اشتباه و غلط در آمار بالا، برای تصحیح، اطلاع دهید. 

جشن پایان دوره - 1

سلام به همه ی دوستان و خوانندگان!

خیلی وقت بود که یه همچین پستی ارسال نکرده بودم؛ پستی که خیلی نیازی به لفظ قلم صحبت کردن نداشته باشه و راحت بنویسم... همش اطلاعیه و اخبار و تبریک و این چیزا بود... البته تو این مدت هم انصافا بقیه نویسنده ها نذاشتن وبلاگ از رونق بیافته و با پست هاشون وبلاگ رو سرپا نگه داشتن... دستشون درد نکنه.

راستی قالب جدید چطوره؟ یه مقداری وقت گذاشتم براش تا اینجوری که الان هست شده. امیدوارم که خوشتون بیاد ازش...

متأسفانه یا خوشبختانه یکی از دوره های مهم و به یاد ماندنی تحصیلمون داره تموم میشه و ما می مونیم و کوله بار بزرگی از علم و تجربه و خاطرات تلخ و شیرین... علم و تجربه که جای خودشون رو دارن. اما این خاطراتمونه که هر چقدر بهتر بوده باشه، بعدها از یادآوریشون بیشتر لذت می بریم و به قولی کیفور می شیم.

تا حالا که هرجور گذشته، گذشته و دیگه ساعت برنارد و ماشین زمانی هم نیست که بتونیم باهاش به عقب برگردیم و تغییرش بدیم!! اما می تونیم پایان خوشی رو برای خودمون رقم بزنیم. می گی چه جوری؟؟؟  با برگزاری یه مراسم به یاد موندنی به عنوان "جشن پایان دوره".

خلاصه.... وقتتون رو زیاد نگیرم و چشماتون رو هم خسته نکنم.... غرض از مزاحمت! این بود که با همدیگه یه صلاح مشورتی کنیم برای برگزاری یه مراسم پایان دوره ی درست و حسابی. یه جوری که خاطره ی شیرینش همیشه تو یاد و خاطرمون بمونه. به امید دانشگاه که نمیشه نشست... چون اصلا از این خبرا نیست و کسی ما رو تحویل نمیگیره....  پس باید خودمون آستینارو بزنیم بالا...

من خودم تا حالا همچین مراسمی رو برگزار نکردم، اما تو برگزاری یکی دوتاش مشارکت داشتم و تا یه حدودی با روال کار آشنا هستم ولی خیلی هم تو باغ نیستم که دقیقا باید چیکار کنیم  و اگه کسی فکر می کنه که میشه همچین برنامه ای رو یه نفره (یا با یه گروه با تعداد نفرات کم) برگزار کرد، سَــَــَــَــَـَخت در اشتباهه!! . اگه بخوایم نتیجه، خوب از کار دربیاد، باید به فکر مشارکت حد اکثری! باشیم.  و هر کسی هر کاری از دستش بر میاد انجام بده.

مهمترین موضوع، تاریخ برگزاریه... نظر خودم این بود که بذاریم برای پاییز و وقتی که درصد زیادی از بچه ها فارغ التحصیل شدن و این مراسم رسما جشن فارغ التحصیلی باشه... اما بعدا – و با پیشنهاد بعضی از دوستان – فکر کردم که اگه در تابستون برگزار شه بهتره... چون مشخص نیست که تا اون موقع همه در دسترس باشن و وقت آزاد هم داشته باشن.  اگرچه شاید تعدادی از بچه ها تا آخر این ترم دوره رو تموم نکنن.

تاریخ پیشنهادی من یه روز تو 10 روز اول مرداد ماه یا تو 10 روز دوم شهریور هستش. (قبل و بعد از ماه رمضان) ...خوبه؟؟

در مورد محل برگزاری هم آمفی تأتر دانشگاه رو از همین الان یه گزینه ی سوخته به حساب بیارید... چون اولا که مستقلاً در اختیارمون نمی ذارن، و دوم هم اینکه انقدر ممیزی و سانسور های بی خود و از روی غرض ورزی صورت می گیره که چیزی از برنامه نمی مونه  (این مسائل رو همین پارسال به چشم دیدم که می گم!)

به نظر فقط دو گزینه وجود داره: 1. سالن های اجتماعات مدارس و 2. سالن های اجتماعات مجتمع های مسکونی. اگه کسی همچین محل هایی رو سراغ داره، پیشنهاد بده...

فعلا این مطلب رو نوشتم، تا ببینیم که نظر کلی در مورد همچین برنامه ای چیه.... در مورد نحوه ی برگزاری، آیتم ها، تقسیم کار، هزینه ها و ... هم بعدا با هم صحبت می کنیم.

تا بعد....

کمی علمی تر...!

به زودی زود بیشترمون از این دانشگاه می ریم و از این 4 سال برامون یه کتاب می مونه پر از خاطره و چیزی که از این جا با خودمون بیرون می بریم . یعنی چیزهایی که تو این 4 سال یاد گرفتیم .

خوب تو این وبلاگ هم کم کم دیگه نه اعلام نمرات می بینیم ، نه فایل حل تمرین و نه اعلام تاریخ امتحانات.

در این صورت اگه بخوایم وبلاگمون داغ بمونه و یه جایی باشه برای حفظ دوستی ها و ارتباطاتمون ، باید یه فکر تازه براش بکنیم. باید به فکر ایجاد پست هایی باشیم که در سال های آینده هم بتونه ما رو به این جا جذب کنه .

فکر می کنم بزرگترین نیازهای ما در آینده به اشتراک گذاشتن اطلاعات و مطالب علمی ، پژوهشی و کاری خواهد بود .

در صورتی که دوستان موافق باشند ، من دو تا پیشنهاد برای آغاز این فرآیند جدید دارم و البته از همه ی دوستان هم خواهش می کنم هر نظری درباره ی پیشنهاد های من دارند و یا اگر خودشون پیشنهاد دیگری دارند در نظرات همین پست بنویسند و یه عنوان پیش فرض هم برای آن نوع برنامه ای که پیشنهاد می کنند یک نام مناسب مطرح کنند.

پیشنهاد اول : تعریف کنید

پیشنهاد می کنم هر هفته پستی با ابن عنوان بگذاریم و از همه ی دوستان بخوایم یکی از مفاهیم مربوط به رشته مون رو تعریف کنند . شايد تا حالا دقت داشته باشيد گاهي اوقات درباره ي مفاهيم پايه ي رشته مون هم اختلاف نظرداريم. اين طوري مي تونيم دانسته هامون رو با هم چك كنيم.

پیشنهاد دوم: پروژه ی من

از دوستان علاقه مندی که پروژه شون تموم شده خواهش می کنم هر هفته یکیشون که پروژه ی لیسانسش تموم شده در یک پست با این عنوان در یک صفحه خلاصه ای از پروژه اش رو با برامون بنویسه تا با زمینه ی کاریش آشنا بشیم.

و اما پیشنهاد سوم:

این پیشنهاد رو شما بنویسید.

اردو - چیتگر

سلام...

بعد از صحبت با چند نفر از بچه ها بنا بر این شد که قبل از نوروز یک روز رو برای اردوی همگانی تعیین کنیم. و با ادامه ی صحبت ها تصمیم گرفتیم که

روز چهارشنبه ۲۵/۱۲ ساعت ۹ صبح الی ۱۵ - پارک چیتگر

رو اعلام کنیم تا هر کسی که می تونه بیاد، آمادگیش رو اعلام کنه.

در مورد نحوه ی رفت و آمد و برنامه ها و ... هم اگه تعداد زیاد شد، تصمیم می گیریم که چه کار کنیم.

پس لطفا کسایی که تصمیم دارن تو این اردو شرکت کنن، هر چه سریعتر نام خودشون رو در نظرات (یا ایمیل) اعلام کنن تا مشخص بشه که چند نفر هستیم.

هفت سین بی سین!

امسال هم مثل پارسال جشنواره­ هفت سین در طبقه همکف فنی برگزار شد با این تفاوت که گروه پلیمر 86 هم شرکت کرد و سفره هفت­سینی چیده شده بود که گرچه هفت تا سین نداشت ولی به جاش چهار تا ماهی داشت! و کلی شکلات که به هر­کس که به سفره ما رأی می­داد یکی می­دادند. (البته همه شاهدند که نه تنها شکلات دلیل رای ها نبود بلکه این رأی­ دادن­ها کاملا خودجوش و بر اساس میل شخصی بود و هیچ زوری هم بالای سرمان نبود!)

 

تصویر اول: سفره هفت­سین دانشکده فنی-اسفند 88

 

تصویر دوم: سفره هفت­سین بچه­های پلیمر 86 - اسفند 89

 

تصویر سوم: کشف یک فقره خاک ژله­ای روی سفره­ی بچه­های مواد، گل کردن احساس

 مالکیت و انتقال آن به سفره خودمان در میان دو سین موجود: سنجد و سماق!

دعوت

ضمن تشکر صمیمانه از همه ی دوستانی که تا امروز داوطلبانه نویسنده شدند، به زودی تمام دوستان ۸۶ رو به عنوان نویسنده ی وبلاگ ثبت می کنم و ایمیلی حاوی نام کاربری و رمز عبور برای همه ارسال میشه.

چون این وبلاگ به عنوان وبلاگِ "بچه های پلیمر علوم و تحقیقات، ورودی 86" باید به گونه ای باشه که همه امکان بیان نظراتشون رو داشته باشند و هر کسی بتونه حرفش رو بزنه. به علاوه، امکان انتشار سریعتر اخبار بین بچه ها به وجود میاد. البته برای جلوگیری از به هم ریختگی وبلاگ و سردرگمی، باید قوانینی در نظر بگیریم.

لزومی نداره که از فردای ثبت نام همه شروع به پست گذاری کنند... به این توجه کنیم که شاید بعدها احساس کنیم که مطلبی برای بیان داریم.

لطفا نظرتون رو در این زمینه و هم چنین پیشنهاداتتون در مورد قوانینی که لازمه رو بیان کنید.

سپاس

اردو

چند وقتیه که بین بچه ها بحث اینه که تو این تعطیلی بین دو ترم یه طرفی بریم و خستگی امتحانات و نمره ها و انتخاب واحد و مسائل جانبیشون!! رو از تن بیرون کنیم. که البته تا حالا همش در حد حرف بود و کسی کاری نکرد.

اما امروز عرفان ظفرمند گفت که امکان هماهنگی یک تور یک روزه رو داره و اگه بچه ها موافق باشن، می تونیم بریم. شرایط این تور اینه که روز پنج شنبه حدود ساعت ۵ - ۵.۵ صبح از میدان ونک حرکت می کنه و شب حدود ساعت ۱۲ مسافرها رو به همونجا برمی گردونه! و همچنین صبحانه و عصرانه هم به عهده ی تور هست ولی نهار و شام با خودمونه! هزینه ی تور هم ۲۰۰۰۰ تومان وجه رایج مملکته!!

برنامه ی این تور برای آخر این هفته، روز ۵شنبه: کندلوس و روز جمعه: کویر مرنجاب هست.

البته همه ی موارد گفته شده در مورد مقصد و مدت زمان و ... مربوط به وقتیه که کل تور در اختیار ما نباشه و مسافران دیگه ای هم باشن. اما اگه تعداد به حدی برسه که کل ظرفیت تور رو تکمیل کنه (مثلا ۴۰ نفر)، می تونیم مقصد و زمان رفت و برگشت و ... رو خودمون تعیین کنیم.

البته این، فقط در حد یک پیشنهاده و کسانی که تمایل به رفتن به اردوی دسته جمعی دارند ولی شرایط این تور رو مناسب نمی دونن، پیشنهاداتشون رو در مورد روز، مکان، مدت زمان و بقیه ی شرایط اعلام کنند تا بتونیم قبل از شروع ترم جدید یه کاری انجام بدیم.

لطفا نظرات خودتون رو حداکثر تا سه شنبه شب اعلام کنید.

یادگاری

تا حالا چند نفر از بچه ها حضوری و چند نفری هم با ایمیل هایی که برای وبلاگ فرستادن، پیشنهاد دادند که یه روزی رو هماهنگ کنیم و بیایم دانشگاه که بعد از این ۳ - ۴ سال یه عکس دسته جمعی با هم بندازیم تا یه یادگاری مشترک از این دوران داشته باشیم.

"نازیلا حاجی حاتملو" هم با توجه به اینکه دیگه ترمای آخره و روز شنبه، ۹ بهمن (با توجه به اینکه امتحان اصول و یکی دوتا امتحان دیگه برگزار میشه)، یه جورایی آخرین روزیه که اکثرمون با هم دانشگاه هستیم و می تونیم همدیگه رو پیدا کنیم، پیشنهاد داد که این روز رو اعلام کنیم تا همه بچه هایی که هستند بمونن و کسایی هم که نیستند - از جمله خودش - بین ساعت ۱۲ تا ۱۳بیان دانشگاه تا این عکس تاریخی! رو بندازیم...

موافقین؟!

شگفتانه! (!!Surprise)

کسانی که اسمشون در لیست ادامه مطلب موجوده، ایمیلشون رو چِک کنند تا با یک شگفتانه!! که از طریق آدرس polymer86@gmail.com ارسال شده مواجه بشن...

توجه: این یک شوخی یا سرگرمی نیست!! بلکه خیلی به هممون کمک می کنه و باید از باعث و بانی اون متشکر باشیم... (شاید برای بعضی از کسایی که براشون فرستاده شده تو این ترم به کار نیاد، ولی در ترمهای بعدی حتما به درد میخوره)


پی نوشت:
۱. بنا به دلایلی امکان آپلود این فایل ها در وبلاگ وجود نداره.

۲. دلیل اینکه اسم بقیه ی بچه های ۸۶ در لیست، نیست اینه که آدرس ایمیلی از اونها نداشتم. بقیه هم ایمیلشون رو بدن تا براشون ارسال بشه... (ایمیلتون رو می تونید (ضمن معرفی خودتون) از طریق آدرس ایمیل وبلاگ معرفی کنید. و برای کسانی که نگران فاش شدن! عمومی ایمیلشون هستند هم باید بگم که محرمانه باقی موندن آدرس ایمیل های همه تضمین میشه!) --> به ایمیل های ناشناس پاسخ داده نخواهد شد!

۳. کسانی که اسمشون در لیست هست و بیش از یک آدرس ایمیل (اعم از یاهو میل، جی-میل و ...) دارند، همه رو چِک کنند؛ حتماً به یکی از اونا ارسال شده. (در غیر اینصورت، ایمیل جدیدی رو معرفی کنند)

ادامه نوشته

خیریه بَـسپار 86 - 2

سلام!

شاید اگه بخوام حرفامو کامل بزنم خیلی طولانی بشه، پس مختصر می گم. اما اگه سوالی داشتین می تونید برام ایمیل بفرستید (sepideh.bandy@gmail.com)  یا در بخش نظرات بیانش کنید. اما لطفا برای کمک و نظر، اسمتون رو هم بگید.

هدف اول من برای قدم گذاشتن در این کار اینه که اولاً از تمام پلیمریا علی الخصوص بچه های ورودی 86 بخوام متحد بشن و در برنامه ها مشارکت کنن تا بتونیم کارهای بزرگ و مفید که خودمون هم ازش سود ببریم انجام بدیم!

من نه.... ما! چون من تنهایی خیلی کوچیکم برای انجام این کار  به کمک بقیه هم احتیاج دارم.

همونطور که می دونید، قصد داریم که اگه بتونیم به افراد نیازمند کمک کنیم. اولا از همه ی کسانی که با نظراتشون در نظر سنجی و نظرات پست قبلی از این طرح حمایت کردند، خیلی متشکرم. اما  برای این عمل خیرخواهانه دو راه وجود داره:

راه اول اینه که به همون صورتی که قبلا هم گفته شد، بخوایم خودمون این برنامه رو اجرا کنیم که برای این منظور باید یه حساب مشترک بین چند تا از بچه ها باز کنیم و تقسیم مسئولیت کنیم و هر کس هر طور که می تونه کمک کنه تا کار پیش بره. که البته این کار مسئولیت سنگینی داره.

اما در طی مدتی که دنبال جمع آوری اطلاعات در مورد نحوه ی برگزاری این برنامه بودم با یه موضوع جالب مواجه شدم:

راه دوم: قبل از ما یک جمعیت امداد دانشجویی – مردمی به نام جمعیت امام علی (ع) تشکیل شده که در سطح کل کشور افراد نیازمند رو شناسایی و به آونا کمک رسانی می کنه. این جمعیت، هم پذیرای کمک های مالی و هم کمک های فیزیکی از طرف تمامی افراد می باشد و ما می تونیم افراد نیازمندی که می شناسیم رو به این صندوق معرفی کنیم. اینکار کمک می کنه تا افراد نیازمند تر شناسایی بشن و کمک های ما هم در مسیر درست تر هزینه و کارمون هم هدفمند تر بشه....

این جمعیت که به وسیله ی یکی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف پی ریزی شده، الان به جمعیت گسترده و شناخته شده ای تبدیل شده که به طور فراگیر مشغول امداد رسانی به افراد نیازمنده.

توضیحات بیشتر رو می تونید در وبسایت این جمعیت با آدرس www.sosapoverty.org (Sociyety Of (Students Againts Poverty بخونید که در بخش تبلیغات وبلاگ هم لینک این وبسایت قرار داده شده.

ما، هم می تونیم کمک هامون رو به طور مستقیم به این گروه برسونیم و هم می تونیم به طور شخصی و جدا جدا با این گروه همکاری کنیم.

من این مسئولیت رو قبول  کردم و در حد توانم و تا جاییکه وقتم اجازه بده امورش رو پیگیری می کنم.... اما در مورد پیشنهاد صندوق وام دانشجویی که به تازگی بین بچه ها مطرح شده و من از چند نفر در موردش شنیدم، لطفا کسی پیش قدم بشه و در مورد شرایط، نحوه ی اجرا و ... پرس و جو کنه و با کمک چند نفر اقدام کنه. (لطفا نظرتون رو در مورد صندوق وام هم بگید)

در مورد یه بیمار نیازمند هم در ادامه مطلب توضیحاتی دادم... اگه کسی قصد کمک داره، اطلاع بده لطفا. 

ادامه نوشته

خیریه بَـسپار 86

چند وقت پیش خانم سپیده بندی طرح انسان دوستانه ای رو برای وبلاگ پیشنهاد کردند که به نظر جالب میاد و می تونیم بوسیله ی اون مقادیری ثواب هم به دیار باقی حواله کنیم...!

ایشون پیشنهاد کردند که چیزی شبیه بنگاه خیریه درست کنیم و کمک ها رو به دست افراد نیازمند برسونیم.

قرار بر این شد که اول طی پستی از نظر بچه ها در مورد اینکه اصولا همچین کاری رو انجام بدیم یا نه با خبر بشیم و درباره ی نحوه ی اجرای اون یه مقدار همفکری کنیم، و در صورت موافقت عموم، ایشون در پستی در مورد سیستم جمع آوری کمکها و افرادی که باید کمکها بهشون برسه و انتخاب چند نماینده برای رسوندن کمکها به اونا و ..... ارسال کنن.

علاوه بر نظرات این پست، از طریق ستون نظر سنجی هم می تونید موافقت یا مخالفت خودتون رو اعلام کنید.

سیبل!

سلام.... حالتون خوبه؟ ما رو نمی بینین خوشین؟ همه چی آرومه؟ غصه ها خوابیدن؟ تابستون خوش می گذره؟..... خب خدا رو شکر.....

اومدم که یه بخشی رو پیشنهاد بدم که اگه تعداد موافقا زیاد بود، راه اندازیش کنیم. بخشی به اسم "گوشه ی رینگ" یا "سیبل"..... البته قرار نیست خود بخش به خشنی اسمش باشه.... این اسما رو انتخاب کردم تا بعدا متهم به کپی برداری از جاهای دیگه نشیم (البته خودمونیم.... اصل قضیه که فرقی نداره!!)

خیال داشتم که خیلی زود تر از اینا این بخش رو راه بندازم ولی گفتم صبر کنیم تا نمره ها بیاد و خیالمون از اونا راحت بشه، بعد.... اگرچه هنوز یه چنتاییشون مونده ولی دیگه تابستون داره تموم میشه دیگه!!

قراره تو این بخش چه اتفاقی بیافته؟؟؟

خیلی اتفاقا....

داستان این بخش از این قراره که هر دو سه روز یکبار (یا هفته ای یکبار) یه نفرو بیاریم وسط تا برقص.... نه!!!..... یعنی بیاریم وسط تا بقیه نظرشونو راجع به اخلاق و رفتارش بگن و ازش سوال بپرسن و اونم جواب بده.... اصلا هم مهم نیست که سوالا چی باشه... به چند نمونه از سوالای قابل پرسش دقت کنید:

هدفت از زندگی چیه؟ / به چه امید زندگی می کنی؟ / شیرین ترین و تلخ ترین خاطره؟ / به نظر خودت چه جورآدمی هستی؟ / اگه بهت ۲۰۰میلیون تومان از بانک جایزه بدن چه قدرشو به بقیه کمک می کنی؟ / بهترین دوستت کیه؟ / نظرت در مورد دانشگاه خودمون چیه؟ / آینده کشورمون رو چه جوری ارزیابی می کنی؟ / قشنگ ترین کار و عملی که تا حالا تو زندگیت سرزده چیه؟ / دوست داشتی تو کدوم یک از دوران تاریخ به دنیا می اومدی؟ / چرا از فوتبال بدت میاد؟ / نظرت در مورد اوباما چیه؟ / دوست داری جای کدوم یکی از شخصیت های مشهور دنیا باشی؟ / از کدوم کشور به جز ایران خوشت میاد؟ / اگه بهت بگن که یک ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ! تو اون یه ساعت چیکار می کنی ؟ / سلام سخت تره یا خداحافظی؟ و.... هزاران سوال بی ربط و باربط مشابه که می تونه باعث هیجان انگیز تر و جذاب تر شدن این بخش بشه.....

اون شخص مورد نظر هم به صورت داوطلبانه انتخاب میشه... یعنی هرکسی داوطلب باشه به عنوان سیبل! ازش استفاده می کنیم..... همینطور اگه چند نفر از بچه ها کسی رو به عنوان سیبل پیشنهاد کنن، باید با جان و دل بپذیره!! (البته شاید کار به جایی بکشه که مجبور شیم با قرعه کشی افراد رو انتخاب کنیم!!)

این هم تضمین می کنیم که نظرات و حرفهای غیر محترمانه و بی شرمانه! حذف بشن و همچنین شخص سوال شونده می تونه به سوالاتی که دلش نمی خواد جواب نده؛ البته تا ۳تا سوال.

خب.... حالا کی پایست؟؟؟

داوطلب اول کیه؟؟؟؟


پی نوشت:

1. با اینکه خییییلللللیییی روی این ایده فکر کردم (چیزی حدود 5 دقیقه!!!)، اما هنوز خام و نپختست و همینجوری یه چیز کلی گفتم.... اگه کسی چیز بهتری تو این مایه ها به ذهنش میرسه یا پیشنهادی برای بهتر اجرا شدنش داره، بگه..... اگه اسم بهتری هم براش به نظرتون میرسه بگید!

2. داوطلب اول یک دستگاه آبنبات چوبی خوشمزه! جایزه میگیره

3. بخش های مشابه این، در خیلی از وبلاگهای دانشجویی "رشته/دانشگاه/ورودی" مختلف اجرا شده و کلی هم خوش گذشته بهشون!!! پس لطفا هی نگید که نمی شه و امکان نداره و .....

4. اگه خدای نکرده، زبونم لال با این بخش موافق نیستید، اولا که نظر بذارید و مخالفت رو اعلام کنید، دوم اینکه علت مخالفت هم بگید... (عدم اعلام مخالفت، به عنوان موافقت تلقی میشه!!) ضمن اینکه بچه های پایه ی این بخش هم بیان و بگن که پایَن تا زودتر شروع کنیم.

5. خوندن دیگه بسه.... حالا نوبت شماس که بنویسین.... بخش نظرات بی صبرانه منتظر شماست!

بدو بدو ....برنامه تابستونیمون رسید......

بالاخره زمان برگزاری آزمایشگاه هایی که تقریبا یک سال پیش برداشته بودیم فرا رسید. (یالا یالا رقص و شادی ) ولی خب تو تابستونه دیگه......

همین چیزاس که تو خاطره ها می مونه. جمعه ها سر کلاس رفتن و تابستونا از ساعت ۹ تا ۱۶ آزمایشگاه رفتن و خیلی چیزهای دیگه  که تو این یک سالی که باقی مونده به خاطره هامون اضافه می کنیم....

خانم دکتر فاضلی برنامه برگزاری آزمایشگاه های روش های اندازه گیری مشخصات مولکولی پلیمرها، خواص فیزیکی و مکانیکی پلیمرها، شیمی فیزیک پلیمرها، شیمی و سینتیک پلیمریزاسیون و کارگاه های پلاستیک، الاستومر و کامپوزیت  رو که از از تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ اجرا خواهد شد، اعلام کردند. که فکر می کنم بچه های ما ( ورودی ۸۶ ) فقط ۳ تا از آزمایشگاه های فوق (روش های اندازه گیری مشخصات مولکولی پلیمرها، شیمی فیزیک پلیمرها و شیمی و سینتیک پلیمریزاسیون) رو داشته باشند. که می تونید جدول برگزاری این آزمایشگاه ها را در ادامه مطلب مشاهده کنید.

ایشان همچنین اعلام کردند که عدم حضور دانشجو در زمان های اعلام شده به منزله غیبت و حذف درس بوده و عواقب آن به عهده دانشجو خواهد بود.

در ضمن تمامی کسانی که این واحد ها را دارند باید در جلسه توجیهی ای که در ساعت ۱۴ روز چهارشنبه  ۱۲ خرداد در پژوهشگاه پلیمر برگزار می شود، شرکت کنند.

 

ادامه نوشته

مسابقات فوتسال - روز سوم

همونطور که در پست قبلی اشاره شد دیروز، پنجشنبه، بازیهای سوم مرحله ی گروهی مسابقات فوتسال دانشگاه برگزار شد.

از ساعت ۸ صبح، تیم "پارتیزانی" در برابر نماینده ی ورزش صف آرایی کرد و در غیاب سه نقر از بازیکنان خودش متاسفانه با نتیجه ی ۵ بر یک مغلوب این تیم شد.۱

در بازی دوم، تیم "پارسه" در ورزشگاه خالی از تماشاگر! فتح، به مصاف نماینده ی مواد رفت. با وجود اینکه "پارسه" برای صعود به مرحله ی بعد به برد با اختلاف بیش از ۷ گل نیاز داشت، اما ۲تن از بازیکنان این تیم برای مسابقه حاضر نشدند و "پارسه" به ناچار با ۶ نفر در برابر تیم ۹ نفره و قدرتمند مواد قرار گرفت. با این حال، در ۵ دقیقه ی ابتدایی، نبض بازی در اختیار تیم "پارسه" بود و ۲-۳ موقعیت مسلم گلزنی رو به راحتی از داست دادند. به دلیل شروع پرفشار بازی، به سرعت آثار خستگی در بازیکنان "پارسه" دیده شد و بازیکنان مواد که به سرعت بازیکنان خودشون رو تعویض می کردند، تونستن بر بازی سوار بشن و گل اول رو به ثمر برسونن. در ادامه نیز روی اشتباه یکی از بازیکنان تیم "پارسه" در مقابل دروازه، گل دوم هم به سود تیم مواد رقم خورد. در نیمه ی دوم تیم "پارسه" بازی تدافعی رو پیش گرفت و تونست به خوبی در برابر حملات پر تعداد تیم مواد مقاومت کنه. در ضد حملات هم موقعیت های خوبی ایجاد شد که یکی پس از دیگری از دست رفتند. اما در دقایق پایانی، تیم حریف با حملات ۵ نفره، از خستگی تیم "پارسه" نهایت استفاده رو برد و موفق به زدن ۳ گل دیگر شد. این بازی در نهایت با نتیجه ی پنج به صفر به سود نماینده ی مواد به پایان رسید. بدین ترتیب اولین شگفتی مسابقات رقم خورد و تیم "پارسه" از صعود مستقیم به مرحله ی بعد بازماند!!

در پایان روز سوم، جدول این گروه به این صورت در اومد:

رتبه

تیم

بازی

برد

مساوی

باخت

گل زده

گل خورده

امتیاز

تفاضل گل

1

نماینده مواد

3

3

-

-

23

8

9

15+

2

نماینده ورزش

3

2

-

1

14

8

6

6+

3

پارسه

3

1

-

2

6

11

3

5-

4

پارتیزانی

3

-

-

3

6

22

0

16-

 
اما از اونجایی که مسابقات در دو گروه چهار تیمی و دو گروه سه تیمی برگزار شده و از گروه های چهار تیمی ۲ تیم و از گروه های سه تیمی ۱ تیم به طور مستقیم صعود می کنه، در نتیجه ۶ تیم در مرحله ی حذفی حضور خواهند داشت. این مسئله در مرحله ی بعدی می تونه مشکلاتی رو ایجاد کنه.۲
پس مسئولان برگزاری ناچارند دو تیم دیگه به این تیم ها اضافه کنند که بهترین راه برای انتخاب این دو تیم، انجام دو مسابقه ی حذفی (Play Off) بین تیم های دوم گروه های سه تیمی و تیم های سوم گروه های چهار تیمی است. و با توجه به این که تیم "پارسه" در گروه خودش سوم شده، همچنان برای صعود شانس داره.
 

۱. دلیل کوتاه بودن گزارش بازی تیم "پارتیزانی" اینه که نه خودم موقع بازی بودم، نه بعد از بازی کسی از بازیکنان این تیم رو دیدم که از اتفاقات و روند مسابقه با خبر شم.
 
۲. مهمترین مشکل اینه که در مرحله ی دوم حذفی، سه تیم حضور دارن که انتخاب دو تیم فینالیست از بین اونا تقریبا غیر ممکنه (مگر اینکه بخوان قرعه کشی کنن!!!). اما اگه دو تیم به ۶ تیم مرحله ی اول حذفی اضافه بشه، در مرحله ی بعد از اون، ۴ تیم حضور خواهند داشت که با برگزاری دو مسابقه، تیم های فینالیست مشخص می شن.
 

فردا - سالن فتح

بالاخره زمان برگزاری روز آخر مرحله ی گروهی مسابقات فوتبال دانشگاه مشخص شد.

مسولان برگزاری این مسابقات، فردا (پنج شنبه - ۸۹.۲.۲۳ ساعت ۱۰ صبح) که دانشگاه به دلیل برگزاری آزمون کارشناسی ارشد تعطیله رو به عنوان روز آخر مسابقات گروه ما تعیین کردند.

فردا تیم "پارتیزانی" به مصاف تیم ورزش میره و تیم "پارسه" در برابر نماینده ی مواد قرار می گیره... برای هر دو نماینده ی پلیمر ۸۶ آرزوی موفقیت می کنیم.

امیدوار بودیم که در صورت برگزاری این مسابقات در یک روز وسط هفته، بچه ها برای حمایت از این دو تیم به سالن فتح بیان اما با این کم سلیقگی مسولان، این امید ها کاهش پیدا کرد!!!

با این وجود، همچنان منتظر حضور گرم شما هستیم.

تولد، تولد، تولدت مبارك: هدیه فلاحی

هدیه فلاحی، دوست و همکلاسی عزیز؛

تولدت مبارک

امیدوارم همیشه موفق باشی

و به هر چقدر پول و طلا که می خوای برسی!!

 

 


- برای ثبت تاریخ تولد خودتون، به پست "کِی تولد کیه؟" ارسال شده در فروردین ۸۹ مراجعه کنید.

مسابقات فوتسال - روز دوم

روز دوم مسابقات فوتسال دانشگاه، برای نمایندگان پلیمر ۸۶ روز خوبی نبود.

امروز در اولین بازی گروه، تیم "پارتیزانی" در برابر نماینده ی مواد قرار گرفت. این تیم که در دقایق اول بازی دوازه بان اصلی خودش رو در اختیار نداشت، در نیمه اول بازی خوبی رو به نمایش گذاشت و بازی در این نیمه با نتیجه ی ۳-۲ به سود مواد به پایان رسید. در اوایل نیمه ی دوم تیم مواد و تیم "پارتیزانی" هر کدام یک گل زدند. اما در ادامه تیم مواد توپ و میدان رو کاملا در اختیار گرفت و موفق شد ۸ گل دیگه هم به ثمر برسونه! این بازی در نهایت با نتیجه ی ۱۲ بر ۳ به سود تیم مواد به پایان رسید.

در بازی دوم، تیم "پارسه" به مصاف با تیم ورزش رفت. "پارسه" بازی رو در هم ریخته و بدون هماهنگی لازم شروع کرد و همین موضوع باعث شد که خیلی زود گل اول رو دریافت کنه. اما بعد از دریافت این گل خودش رو پیدا کرد و بازی پایاپا و خوبی رو به نمایش گذاشت. اما در لحظات پایانی نیمه ی اول روی اشتباه یکی از بازیکنان در مقابل دروازه ی خودی، توپ در اختیار تیم حریف قرار گرفت و اونها هم گل دوم رو به ثمر رسوندند و تیم ورزش با دو گل به رختکن رفت. نیمه دوم هم متعادل شروع شد اما "پارسه" که برای جبران گل های نیمه ی اول به میدان اومده بود از دفاع غافل شد و روی یک ضد حمله گل سوم رو دریافت کرد اما با ادامه ی حملات خود، موفق شد یک گل رو توسط "البرز ورانی" به ثمر برسونه و موقعیت های خوبی رو هم از دست داد. در چند دقیقه ی پایانی بازی که بازیکنان "پارسه" به دلیل خستگی، شادابی لازم رو نداشتند، دو گل دریافت کردند و بازی با نتیجه ی ۵ بر یک به پایان رسید. ( تیم "پارسه" در این بازی یکی از بازیکنان خودش رو در اختیار نداشت. این بازیکن به دلایل نامعلومی! برای شرکت در مسابقه در سالن فتح حضور پیدا نکرد. )

علت اصلی شکست نمایندگان پلیمر ۸۶ در روز دوم مسابقات، برگزاری مسابقات در دو روز پشت سر هم و خستگی بازیکنان این دو تیم بود. همونطور که دیدید، دو تیم پلیمر ۸۶ بیشتر گل ها رو در نیمه ی دوم دریافت کردند. از دیگر دلایل، میشه به حمایت خوب تماشاچیان از نمایندگان مواد و ورزش ( که از دوستان و هم رشته ای هاشون بودند ) اشاره کرد. این در حالیه که نمایندگان پلیمر ۸۶ تنها یک تماشاچی داشتند و اون هم فقط در بازی دوم!!! ( البته در روز اول ۴ - ۵ تماشچی داشتیم! و تعدادی از دوستان که برای تماشای بازی اومده بودند، پشت در های بسته موندند!). ضمن اینکه از کنار حمایت بی دریغ! تیم داوری از نمایندگان ورزش و مواد هم نمیشه به سادگی گذشت.

هنوز تاریخ دقیق روز سوم بازی ها مشخص نیست. تیم "پارتیزانی" با دوشکست عملا شانسی برای صعود به مرحله ی حذفی نداره اما تیم "پارسه" در صورت شکست تیم مواد و توقف تیم ورزش در برابر تیم "پارتیزانی" از گروه صعود می کنه. از همه ی آقایون پلیمر ۸۶ انتظار داریم که در روز پایانی برای حمایت از این دو تیم به سالن فتح بیان.

 

مسابقات فوتسال - روز اول

مسابقات فوتسال دانشجویی دانشگاه از امروز در محل سالن فتح شروع شد. این مسابقات در ۴ گروه انجام می شه که دو تیم اول و دوم به مرحله ی بعد صعود می کنند. بچه های پلیمر ۸۶ دو تیم مشترک با مکانیک و مواد رو روانه ی این مسابقات کردند که بعد از قرعه کشی مشخص شد متاسفانه هر دو تیم در یک گروه قرار گرفتند. در این گروه دو تیم هم از رشته های مواد و مهندسی ورزش هم حضور دارن.

امروز (چهار شنبه) در دومین بازی گروه، دو تیم پلیمر در مقابل هم قرار گرفتند که تیم "پارسه" با نتیجه ی ۵ بر یک تیم "پارتیزانی" را شکست داد. (بازی اول گروه بین تیم هایی از ورزش و مواد انجام شد که با نتیجه ی ۶ - ۴ به سود تیم ورزش به پایان رسید)

اعضای تیم ها:

تیم "پارسه":

۱. بهمن ارجمند (کاپیتان)                                               ۲. امیرسها فرنیا

۳. پیمان اکبری                                                              ۴. پیمان خدابنده لو

۵. محمد رضا جلیلوند ( مواد )-(دروازه بان)                         ۶. حامد زارعی ( مکانیک )

۷. البرز ورانی (مکانیک)                                                   ۸. محمد عباسی ( پرتو )

مربی، سرپرست و لیدر! تیم: آرش سعادتمند

 تیم "پارتیزانی" :

۱. عرفان ظفرمند                                                           ۲. فرشید رحمانیان (دروازه بان)

۳. پوریا اتابکی                                                               ۴. کاوه داوودی

۵. اردوان سررشته                                                        ۶. محمد جواد سمتی

۷. علی آوینده                                                               ۸. سالار خانجانی

۹. حافظ عبدالغنی                                                        ۱۰. تیری هانری!!

در بازی بین این دو تیم، ابتدا تیم"پارسه" به گل اول رسید. اما دقایقی بعد، "پارتیزانی" این گل رو جبران کرد. بعد از رد و بدل شدن این دو گل چند دقیقه بازی آرام و متعادل و بدون خطر جدی روی دروازه ها ادامه پیدا کرد. بعد از گذشت این دقایق، فشار حملات تیم "پارسه" بیشتر شد و بالاخره طی یک حمله ی پر تعداد موفق به ثمر رسوندن گل دوم شد و نیمه ی اول بازی با همین نتیجه به پایان رسید. نیمه ی دوم با برتری تیم "پارسه" ادامه پیدا کرد و این تیم ۳ گل دیگه هم به ثمر رسوند. تیم "پارتیزانی" هم چند موقعیت مناسب داشت که با درخشش دروازه بان تیم "پارسه"، همه ی اونها بی ثمر موند. تیم "پارسه" یک پنالتی از روی نقطه ی دوم رو هم از دست داد. در دقایق میانی نیمه دوم به دلیل بی توجهی یکی از بازیکنان تیم "پارتیزانی" به قوانین فوتسال، بازی برای چند دقیقه متوقف و تا حدودی! به جنجال کشیده شد!!!

آمار بازی:

تیم پارسه:                                                                 تیم پارتیزانی:

گلها:                                                                           گل:

پیمان اکبری - ۲ گل                                                       محمد جواد سمتی

حامد زارعی                                                                  کارت زرد:

البرز ورانی                                                                   پوریا اتابکی

محمد عباسی                                                             ؟؟؟؟

کارت زرد:

امیر سها فرنیا

 

سیزده بدر و دروغ هاش...

سلام دوستان عزیز...

امیدوارم که عید حسابی به همگی خوش گذشته باشه... ولی خوب بازم آخر عید شد و سیزده بدر و جوجه و گاز پیکنیکی و زیرانداز و سبزی گره زدن به امید اینکه بختت باز بشه و از این جور حرفا...

و دوباره روز از نو و روزی از نو... یعنی از فردا دوباره 7:30 صبح و حالا بذار یه 10 دقیقه دیگه بخوابیم و ای وای دیر شد و دکتر بازگیر بابا نده گیر و دکتر مصیبی سینتیک واکنش و خمیازه تو کلاس عملیات واحد ممنوع و ای بابا رئیس همین الان کارت بهت نشون دادم و کپی ها چپکی و الی آخر که همگی آشنا هستید.

و اما هیجان انگیز ترین قسمت سیزده بدر... آقا من همیشه با این قسمت حال می کردم. دروغ سیزده!!

حالا ببینید دروغ های سیزده امسال رو...

دروغ 1. دکتر جلیلی اعلام کرد که اصلا نیازی نیست تمرین ها رو بنویسین و گفت که من می خواستم بچه ها رو گول بزنم تا عیدشون خراب بشه و یک کمی بخندیم.

دروغ 2. دکتر عباسیان طی اطلاعیه ای اعلام کرد که تا می تونید روز سیزده بدر گند بزنید به محیط زیست. هرکی بیشتر محیط زیست رو کثیف کنه بیشتر نمره می گیره.

دروغ 3. دکتر فاضلی اعلام کرد که این ترم همه ی اساتید باید به همه ی دانشجو ها کیلویی نمره بدن.

دروغ 4. دکتر اوتادی اعلام کرد از سال جدید کلاسای من هتله. می تونید چیپس و پفک و بعضا جوجه با خودتون بیارید سر کلاس همین جوری که درس می دیم یه جوجه ای هم بزنیم و کلی بگو بخند راه بندازیم و دور هم باشیم.

دروغ 5. امیر سها فرنیا از سمت مدیریت وبلاگ استعفا داد و زد به بیابون.

دروغ 6. نیما واحدی بچه ی فوق العاده تنبل و درس نخوانی هستش.

دروغ 7. عطا توکلی سیگاری شد.

دروغ 8. دل آرا مهابادی رئیس یکی از مافیاهای قاچاق مواد مخدر شد.

دروغ 9. بیتا کاظمی نژاد به جرم چاقو کشی بازداشت و به اوین منتقل شد.

دروغ 10. آیدا حق نژاد هم که همدست بیتا بود الان تحت تعقیبه.

دروغ 11. مهدیه تهرانی سازمان حمایت از گربه های ولگرد خیابانی رو بنیانگذاری کرد.

دروغ 12. دنیا برازنده از ایرانی بودن خودش اعلام شرمساری کرد.

دروغ 13. میلاد ایمنی دست به کلاه برداری میلیاردی زد به طوریکه آرسن لوپن پیشش لنگ انداخت.

دروغ 14. خود من کل عید رو میهمان الیزابت دوم در کاخ بکینگهام بودم و هر روز عصر با شاهزاده چارلز می شستیم قهوه ی کلمبیایی و کیک تمشکی می خوردیم و منچ بازی می کردیم.

دروغ 15. خانم غزنوی به سمتش بازگشت.

دروغ 16. پلیمر آشغال ترین و مزخرفترین رشته ی دنیاس.

یعنی با این همه دروغ امیدی هست که من هم از بهشتیان باشم؟؟! D:

اگه شما هم می خواید می تونید چند تا دروغ هم شما بگید...

 

لطفا يه سايت توووپ معرفي كنيد...!

امروز به فكرم رسيد كه با همكاری همه ی بچه ها يه كار مفيد بكنيم:

لطفا در بخش نظرات اين پست هر كس يك يا چند سايت مفيد كه خيلی به دردش می خوره رو معرفی كنه و كاربرد و مزيت هاش رو بنويسه تا همه ی بچه ها بتونن ازش استفاده كنن.


سال نو مبارک

 

سال ۷۰۳۲ میترایی آریایی، ۳۷۴۸ زرتشتی، ۲۵۶۹ شاهنشاهی و ۱۳۸۹ خورشیدی مبارک باد. اگرچه پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) ۱۳۸۹ سال پیش هجرت کردند، ولی سرزمین آریایی ما ۵۶۴۷ سال پیش از آن، نوروز را جشن می گرفت و ۲۳۶۳ سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش بزرگ ۱۱۸۴ سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه ی سرزمین ما بسی بیشتر از ۱۳۸۹ سال می باشد. بر سرزمین خود ببال.

با آرزوی بهترین ها در سال جدید، آغاز سال ۱۳۸۹ خورشیدی و عید نوروز را به همه ی همشاگردی ها، هم رشته ای ها و اساتید محترم تبریک و تهنیت عرض می کنیم.  

سال نو مبارک

 

از طرف بسپار ۸۶ ( دانشجویان پلیمر ورودی ۸۶ دانشگاه علوم و تحقیقات )

 

ترین های ۸۶

به تازگی توی وبلاگ بچه های پلیمر ورودی های سالهای دیگًمون، یه سری سوال پرسیده شده که جالب به نظر میاد. سوالاتی که می تونه در راستای مهیج کردن وبلاگ! موثر باشه.

از اونجایی که اعتقاد دارم خلاقیت سن و سال نمیشناسه، ضمن تشکر از بچه های ۸۸ که این کار رو شروع کردن، به نظرم اومد خوبه که ما هم این پرسشنامه رو توی وبلاگ بذاریم و ببینیم که کی از نظر بقیه چی کارس؟؟؟ البته نسبت به پست ۸۷ و ۸۸ یه تغییراتی توی سوالات ایجاد کردم.

از همه ی بر و بچه های گل پلیمر ۸۶ هم می خوام که تنبلی رو کنار بذارن و با جواب دادن به این سوالا یه حال و هوای تازه به وبلاگ بدن....

تا آخر تعطیلات نوروز، منتظر نظرات شما هستم و بعد از اون برترین ها رو اعلام می کنم. خدا رو چه دیدی، یهو دیدی آخرش به "ترین ها" و بهترین نظرات جایزه هم دادیم. البته قول نمی دما! بعدا نگی نگفتی!!!

راستی... همه ی نظرات، با هر اسمی که باشه، منتشر میشه؛ اما برای اینکه نظرات تکراری رو نشمریم، فقط نظراتی که به اسم خود افراد باشه شمارش میشه...

سوالات هم که توی ادامه مطلبه...

ادامه نوشته