دوستان عزیز پلیمری... چطورید؟ البته این پست شاید برای دوستانی که زبان تخصصی با آقای دکتر عبّاسیان دارند جالب تر باشد. (البته امیدوارم) ولی خب برای سایر دوستان هم شاید جالب باشد. امروز سر کلاس ایشان در یک جا اشاره کردند به اینکه در گذشته زبان غالب در این منطقه (منظور فلات ایران و شرق آن و همچنین فلات آناتولی) زبان فارسی بوده و همچنین اشاره ای هم کردند که در مساجد و کاخ هایی که در استانبول (قسطنطنیه ی سابق Constantinople) از میراث گذشتگان یا درواقع همان امپراطوری عثمانی بر جای مانده، شعر ها و نوشته هایی به زبان فارسی بر روی دیوار های آن ها نوشته شده است. من هم در حالی که طبق معمول در فاز عجیب و غریب خودم بودم و کمی هم در شُکِ پرسشی که یهویی دکتر عبّاسیان از من در مورد اردبیل و تبریز بلافاصله پس از ورودم به کلاس پرسید، بودم یک فکری به سرم زد و گفتم برسم خونه در قالب یک پست بنویسم. شاید موضوع کمی هم مرتبط باشد با بحث جهانی شدن (Globalization) زبان و اینکه نظر شما چی هست.
صحبت رو بیشتر از این طولانی نمی کنم، موضوع اینه که من یک سری کلمات از زبان ترکی آناتولی (ترکی رایج در ترکیه) در اینجا انتخاب کردم که درواقع می شه گفت خود کلمات فارسی هستند که تغییرات جزئی پیدا کرده اند، متناسب با لهجه و طرز بیان مردم ترکیه. (البته منظور کلماتی که در فارسی استفاده می کنیم حالا امکان داره ریشه اش عربی باشد.) از شما می خوام پس از خواندن کلمه ها، خودتون حدس بزنید که این کلمات معادل چه کلماتی در فارسی هستند. پس از اینکه حدس هاتون رو زدید من در ادامه ی مطلب معنی شان را نوشتم تا ببینید چقدر حدس هاتون درست بوده.
(راهنمایی برای خواندن: در ترکی آناتولی هر کلمه ای که نوشته می شود، همان طور هم خوانده می شود. حرف a معادل آ ، e معادل" اِ "(مثل انگلیسی) حرف c معادل "ج"، حرف ç معادل "چ"، حرف ş معادل "ش"، حرف i معادل "ای"، حرف u معادل "او" می باشد. حرف ü را هم شما مثل u تلفظ کنید چون نمیشه بیان کرد. بقیه ی حروف همانند انگلیسی بیان می شوند.)
Meyhane, hastahane, Kütüphane, aşk, sitem, çare, saray, elbise, şey, gazi, hürriyet, milliyet, tüfek, Kasaba, derhal, mevzu, meyve, kalp, siyah, ceza, küstah, maktul, aşçı