سیبل! 9: نیلوفر رمضانی

بعد از ماه ها وقفه در سیبل! سرانجام در آخرین روزهای سال ۸۹ یک نفر داطلب شد که به  دلیل برخورد!! با روزهای نوروز و تنبلی بعضیا!!!، امروز به استقبال سیبل! ۹ میریم.....

این شما و این هم

دومین سیبل! از بین دخترهای ۸۶

نیلوفر رمضانی

شلیـــــــــــــــــک!!!

یک پست - یک سؤال! : سیبل! 9

کی برای سیبل! ۹ داوطلب می شه؟؟؟

سیبل! 8: علی ساریخانی

بعد از مدتی تأخیر، سرانجام داوطلبی برای سیبل! ۸ اعلام آمادگی کرد.....

پسری با قلب شیر!

« علی ساریخانی »

برو که بریــــــم.....


سلام بر دوستان گلم

آقا قبل از این که تیر بارون کنید بزارید لا اقل وصیت کنم

واقعیتش همه ما یه ایرادهایی داریم که خیلیاشونو خودمون می دونیم و خیلیاشم نه؛ منم از این قاعده مستثنی نیستم. ممنون میشم اگه ایرادهای منو بهم بگید, هیچ فرقی نمیکنه که با چه زبونی بگید چه با زبون خوش چه با تند خویی. همین که منو قابل دونستید کلی ازتون ممنونم.

حالا وقتشه؛ من آماده سوراخ سوراخ شدنم

( علی ساریخانی )

سیبل! ۷: حمید صدری

به نظر میرسه که به یاری و همت دسته جمعی، سیبل! داره کم کم جون میگیره.

سیبل این نوبت، به صورت کاملا خودجوش! اعلام آمادگی کرد. نکته ی جالب توجه اینه که این داوطلب هم مثل داوطلب قبلی، جزو لیست نویسندگان نیست... و نکته ی ناجالب! هم اینه که همچنان کسی از خانم ها برای سیبل! شدن اعلام آمادگی نکرده و تعداد دختر های سیبل شده، در عدد ۱ باقی مونده.

حالا از این حرفا گذشته بریم به سراغ سیبل! ۷:

پسری شجاع دل از پلیمر ۸۶

« حمیدرضا صدری »

شلیــــــــــک....

سیبل! 6: رضا زمانی

بالاخره بعد از گذر از کشاکش با "اداره دروس" برای مقابله با حذف کلاسا، یه فرصتی دست داد تا به تفریحات سالم! هم بپردازیم!!!

بعد از مدتی انتظار، سیبل! ۶ اعلام آمادگی کرد و اجازه نداد این کودک نوپا در عنفوان (ایشالا که درست نوشتم ولی عمراً "انفوان" باشه!!) جوانی، به زمین گرم بخوره!!

در این سیبل برای اولین بار، سیستم جدید پاسخ دهی به نظرات اجرا میشه که مفصلاً در ادامه ی مطلب توضیح داده شده.

و اما سیبل! ۶:

پسری از تبار پلیمر ۸۶

فردین دوران!!

« رضـــا زمانــــی »

تیر بارانش کنید....


پی نوشت:

- خانم ها از قافله عقب موندنا!!! ایشالا تو سیبل های بعدی جبران کنن....

- لطفا بین سوالاتتون یک نفر رو هم برای سیبل بعدی پیشنهاد بدید!

- توضیحات سیستم جدید سیبل در ادامه ی مطلب

- خدا این "پی نوشت" رو از ما نگیره که هر جا کم میاریم یه پی نوشت می زنیم تنگ مطلب تا همه چیز حل بشه...

ادامه نوشته

آخرین درخواست

سلام...  

واقعا برام سواله؟؟؟!!! اینکه چرا کسی برای سیبل داوطلب نمیشه؟

تا حالا دو بار برای "سیبل! ۶" درخواست داوطلب کردیم، اما کسی اعلام آمادگی نکرده...

چرا؟

علتش ترسه خجالته یا چیز دیگه، نمی دونم.

خیلی جالبه... حتی اون کسایی که تو نظرات پست "سیبل!" با برگزاری سیبل موافقت کردن هم داوطلب نمیشن.

تا الان ۵ تا سیبل برگزار شده که - غیر از یکی دو مورد - مشکل خاصی پیش نیومده و به خوبی و خوشی برگزار شده. دیگه نمی دونم که مشکل از کجاست؟

اگه در نحوه ی برگزاریش مشکلی هست یا پیشنهادی دارید که بهتر بشه، خب بگید.

اما اینبار اگه کسی داوطلب نشه و یا تو نظرات این پست معلوم بشه که اکثریت با این برنامه مخالفند، کلا جمعش می کنیم.

راستی... اگر هم موافقید، نظرتون رو در مورد "قرعه کشی" و "پیشنهاد نفر بعدی از طرف حداقل ۱۵ نفر" برای تعیین نفرات بگید.

داوطلب

کی برای سیبل! ۶ داوطلب میشه؟

سیبل! 5: امیرسها فرنیا

همه جارو مه گرفته بود. به سختی نفس می کشید؛ قدماش سنگین شده بود و پاهاشو رو زمین می کشید... همینجوری میرفت و زیر لب زمزمه می کرد: 

چنین اســــت رسم سرای درشـــــت ............ گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

هرجوری بود، بالاخره خودشو به " دیرکِ سیبل! " رسوند و بهش تکیه زد... نگاهی به دور و برش کرد:

سربازا رو دید که دارن تفنگاشون رو آماده می کنن

برای آخرین بار یه نگاهی به آسمون انداخت... آهی کشید و پارچه ی مشکی رو برداشت و چشماشو بست... دستاشو پشت " دیرکِ سیبل! " به هم قلاب کرد و با طناب کنفی زمختی که بهش داده بودن دستاشو محکم بست.

ثانیه ها به کندی میگذشتن...

صدای فرمانده رو شنید که با صدای کش داری فریاد زد:

گروهــــااان، آماده ه ه....

هـَـــــدَ ـَــَــَف:

آتـَــَــَــَشششش....

سیبل! 4: دنیا برازنده

و امروز زمان معرفی سیبل! 4 فرا رسیده...

اولین داوطلب از بین خانومای پلیمر 86:

«دنیا برازنده»

یک، دو، سه..... شـــــــروووووع!

منتظر داوطلب بعدی هستیم

سیبل! 3: میلاد ایمنی

در حال ورود به سومین تجربه ی سیبل هستیم...

خبر خوب اینکه نفر سوم هم به صورت خود جوش داوطلب شد و هنوز نیازی به قرعه کشی احساس نشده....

خبر بد اینکه همچنان کسی غیر از نویسندگان وبلاگ داوطلب نشده. مثل اینکه فراموش کردین که قراره هممون از این بخش مستفیض! شیم...

و خبر بدتر اینکه هنوز از بین خانومای "پلیمر 86" کسی اعلام آمادگی نکرده. امیدوارم که از دخترا هم یکی (حداقل!) پیدا شه که رسما آمادگی خودشو برای "سیبل!" شدن اعلام کنه و مجبور نشیم اسم این بخش رو از "سیبل!" به "سیبیل!" !! تغییر بدیم....

حالا چه پسر باشی و چه دختر، نویسنده ی وبلاگ باشی یا نباشی، می تونی در نظرات این پست (یا هر پست دیگه که دلت می خواد!!) آمادگی خودت رو برای سیبل شدن به صورت "نظر خصوصی" (یا غیر خصوصی) اعلام کنی و هم می تونی یکی رو برای سیبلیَّت! پیشنهاد بدی....

اما از همه ی این حرفا گذشته، بریم سراغ سیبل! امروز....

"سیبل! 3" ما، پسری است با قلب شیر از پلیمر 86....!

و او کسی نیست جز:

« میلاد ایمنی »

حملــــــــه......  

سیبل! 2: عطا رزاق کریمی

بعد از تجربه ی اولین سیبل! و پرتاب تیر و دارت و نیزه! و..... به سمتش، اکنون بعد از گذشت 4 روز، زمان تمیز و تیز کردن تیرها برای پرتاب به سمت سیبل! 2 فرا رسیده (البته نظرات سیبل! ۱ هم همچنان بازه و امکان اعلام نظر در اون هم وجود داره)....

و اینک، سیبل! 2:

یکی دیگر از مردان شجاع "پلیمر 86"....

 دلاور مردی از دیار آذربایجان

هنرمند و طنزپرداز پرآوازه

«عطا رزاق کریمی»

 ..... Take Aim

سیبل! 1: محمد واحدی

و بالاخره انتظار ها به پایان رسید و یک شیر مرد داوطلب شد!!

کسی که قبلا شفاها اعلام آمادگی کرده بود، به وعدش وفا کرد: الوعده وفا....

ما هم به وعدمون وفا می کنیم و چون اولین داوطلبه، اون یک دستگاه آبنبات چوبی خوشمزه! رو طی مراسمی بهش اهدا می کنیم!!!

خب دیگه سخن کوتاه می کنم... بریم برای اولین سیبل! "بسپار ۸۶"..... نظراتتون رو راجع به سیبل! این هفته بگید و سؤالاتتون رو هم بپرسین

این شما و این هم

«محمد واحدی» - (نیما)

امانش ندید!!!