اسمش فلمينگ بود

اسمش فلمينگ بود. کشاورز اسکاتلندی فقيری بود. يک روز که برای تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صدای فرياد کمکی شنيد که از باتلاق نزديک خانه می آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد. اونجا، پسر وحشتزده ای رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک می خواست. فلمينگِ کشاورز، پسربچه رو از مرگ تدريجی و وحشتناک نجات داد. روز بعد، يک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ايستاد. نجيب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت پدر پسری هست که فلمينگ نجاتش داد.

ادامه نوشته

13 جمله ی کلیدی پزشکان....!

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:

یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!


خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده‌ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!

یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!

ادامه نوشته

نمرات رئولوژی و خواص فیزیکی دکتر بازگیر

حدود ساعت 12:30 شب، برای nامین بار طی دو - سه هفته ی گذشته، در کمال نا امیدی ایمیل وبلاگ رو به امید دیدن روی گل ِ! نمرات آقای دکتر بازگیر که قرار بود ارسال کنند، چِک کردم:

خدای من... یعنی خواب می دیدم؟؟؟!!!

ولی نه... خواب نبودم! ایمیلی با این مضمون از جانب آقای دکتر بازگیر رسیده بود:

با سلام

با پوزش بخاطر تاخير زیاد اعلام نمرات بخاطر پاره ای مشکلات.

نمرات با کلی ارفاق (می باشند)

بازگیر

6 تصویر از 6 لیست مربوط به نمرات "رئولوژی پلیمرها" و "خواص فیزیکی و مکانیکی پلیمرها" هم ضمیمه ی این ایمیل بود.

 

بعد از پاسخ به ایمیل ایشون و تشکر از جانب همه ی "پلیمر 86"یی ها، شروع به تایپ نمرات کردم و نتیجه اش هم این شد که می بینید.....

نفرات برتر " خواص فیزیکی و مکانیکی پلیمرها":

کمند ربیعی – میلاد ایمنی – فرزانه آزادی منش – حمیدرضا صدری – سیمین شفیعی - دل آرا مهابادی.

نفرات برتر " رئولوژی پلیمرها":

فرزانه آزادی منش – زهرا ایزدی – سمیه شهبازی – بیتا کاظمی نژاد - ندا باقرزاده – سیمین شفیعی.

 مبارکتون باشه....

لیست کامل نمرات در ادامه ی مطلب....

ادامه نوشته

سیبل! 3: میلاد ایمنی

در حال ورود به سومین تجربه ی سیبل هستیم...

خبر خوب اینکه نفر سوم هم به صورت خود جوش داوطلب شد و هنوز نیازی به قرعه کشی احساس نشده....

خبر بد اینکه همچنان کسی غیر از نویسندگان وبلاگ داوطلب نشده. مثل اینکه فراموش کردین که قراره هممون از این بخش مستفیض! شیم...

و خبر بدتر اینکه هنوز از بین خانومای "پلیمر 86" کسی اعلام آمادگی نکرده. امیدوارم که از دخترا هم یکی (حداقل!) پیدا شه که رسما آمادگی خودشو برای "سیبل!" شدن اعلام کنه و مجبور نشیم اسم این بخش رو از "سیبل!" به "سیبیل!" !! تغییر بدیم....

حالا چه پسر باشی و چه دختر، نویسنده ی وبلاگ باشی یا نباشی، می تونی در نظرات این پست (یا هر پست دیگه که دلت می خواد!!) آمادگی خودت رو برای سیبل شدن به صورت "نظر خصوصی" (یا غیر خصوصی) اعلام کنی و هم می تونی یکی رو برای سیبلیَّت! پیشنهاد بدی....

اما از همه ی این حرفا گذشته، بریم سراغ سیبل! امروز....

"سیبل! 3" ما، پسری است با قلب شیر از پلیمر 86....!

و او کسی نیست جز:

« میلاد ایمنی »

حملــــــــه......  

نانو ذرات...مفید یا مضر ...؟

 در ساخت جوراب‌های بدون بو و بسیاری محصولات دیگر، از نانوذره‌های ضد باکتری استفاده می‌شود. مطالعات آزمایشگاهی این مواد را بی‌خطر معرفی کرده بودند اما مطالعات جدید در محیط طبیعی این نتایج را رد می‌کنند
 نانوذره‌های ضد باکتری از عنصر نقره به دست می‌آیند و کاربردهای گوناگونی هم دارند، از جوراب‌های بدون بو گرفته تا باندهای ترمیم‌کننده زخم‌ها. همچنین این مواد ریز می‌توانند راه خودشان را در فاضلاب پیدا کنند و فعالیت باکتری‌هایی که برای از بین بردن آمونیاک در تصفیه آب به کار می‌روند را متوقف نمایند. می‌بینید،‌ واقعا کاربردهای متنوعی دارند!

ادامه نوشته

اگر می دانستی...

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم؛

سکوت را فراموش می کردی

و تمــــــــامی ذرات وجــــــــودت

عشق را فریاد می کرد

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم؛

چشمهایم را می شستی

و اشکـهایم را با دستان عاشقت

به باد می دادی

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم؛

ادامه در ادامه مطلب....

ادامه نوشته

فارسی یا پارسی...؟

در زبان عربی چهار حرف: پ گ ژ چ وجود ندارد. آن‌ها به جای این ۴ حرف، از واج‌های : ف - ک – ز - ج بهره می‌گیرند.

و اما: چون عرب‌ها نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها،

ادامه نوشته

شوخی تلخ ، اما ...

A British, an American and an Iranian died and all went to hell

The British said:
I miss England;

I want to call England and see how everybody is doing there....


He called and talked for about 5 minutes...
Then he said: well, devil how much do I owe you for the phone call?

The devil goes five million dollars...


Five million dollars
!!

He made him a cheque and went to sit back on his chair....

ادامه نوشته

سیبل! 2: عطا رزاق کریمی

بعد از تجربه ی اولین سیبل! و پرتاب تیر و دارت و نیزه! و..... به سمتش، اکنون بعد از گذشت 4 روز، زمان تمیز و تیز کردن تیرها برای پرتاب به سمت سیبل! 2 فرا رسیده (البته نظرات سیبل! ۱ هم همچنان بازه و امکان اعلام نظر در اون هم وجود داره)....

و اینک، سیبل! 2:

یکی دیگر از مردان شجاع "پلیمر 86"....

 دلاور مردی از دیار آذربایجان

هنرمند و طنزپرداز پرآوازه

«عطا رزاق کریمی»

 ..... Take Aim

تولد، تولد، تولدت مبارک: نسیم حسین پور معتمد

«نسیم حسین پور معتمد» عزیز؛

 تولدت مبارک  

 با آرزوی بهروزی و موفقیت روزافزون   


- برای ثبت تاریخ تولد خودتون، به پست "کِی تولد کیه؟" ارسال شده در فروردین ۸۹ مراجعه کنید.

آنچه از "فاصله ها" می آموزیم...!!

دو - سه روزیه که از تموم شدن سریال نسبتا پر بیننده ی فاصله ها میگذره... سریالی که با اینکه سعی داشت امروزی باشه و به نوعی مسائل روز جوانان و خانواده ها رو نشون بده، اما متاسفانه کم اشکال هم نبود...

نمی دونم این سریال رو که هر شب ساعت 11 از شبکه ی 3 پخش می شد رو می دیدین با نه، اما فکر می کنم بد نباشه آموختنی! های این سریال رو بخونید.... حقا که آموزنده بود این مجموعه!!!...

با دیدن این سریال:

۱. ما می آموزیم که کلاً حرف تو دهانمون بند نشه و هر حرفی رو بلافاصله بذاریم کف دست همونی که گوینده سفارش کرده چیزی نفهمه!!!

۲.  ..........

متن کامل در ادامه مطلب....

ادامه نوشته

تولد، تولد، تولدت مبارک: مهسا جفایی

 «مهسا جفایی»، دوست عزیز؛ 

 تولدت مبارک

 

امیدوارم همیشه خوشحال و پیروز باشی و به آرزوهات هم برسی


- برای ثبت تاریخ تولد خودتون، به پست "کِی تولد کیه؟" ارسال شده در فروردین ۸۹ مراجعه کنید.

ماه خدا....

«حلول ماه مبارک رمضان، ماه مهمانی خدا، بر همگان مبارک»

سیبل! 1: محمد واحدی

و بالاخره انتظار ها به پایان رسید و یک شیر مرد داوطلب شد!!

کسی که قبلا شفاها اعلام آمادگی کرده بود، به وعدش وفا کرد: الوعده وفا....

ما هم به وعدمون وفا می کنیم و چون اولین داوطلبه، اون یک دستگاه آبنبات چوبی خوشمزه! رو طی مراسمی بهش اهدا می کنیم!!!

خب دیگه سخن کوتاه می کنم... بریم برای اولین سیبل! "بسپار ۸۶"..... نظراتتون رو راجع به سیبل! این هفته بگید و سؤالاتتون رو هم بپرسین

این شما و این هم

«محمد واحدی» - (نیما)

امانش ندید!!!

هویج ارغوانی....؟؟؟؟؟؟؟

سرپرست تيمي تحقيقاتي در استراليا با تاکيد بر خواص هويج ايراني بر سلامت افراد گفت: هويج ارغواني گياهي قديمي است که خاستگاه آن در ايران است.

ادامه نوشته

فمینیسم یا مرد ستیزی؟

نمیدونم چرا برخی اصرار دارند فمینیسم رو معادل مردستیزی معرفی کنند. اصلا

اینطور نیست. تموم ماهیت فمینیسم در این جمله سیمون دوبوار خلاصه میشه که

میگه: "هیچکس زن به دنیا نمی آید، زن می شود". کسی که معنای این جمله رو

درک کنه میفهمه که مشکل اصلی چیه... مشکل باورها، سنتها، رسوم، الگوهای

رفتاری، تعریف نرمال و ایده آل، انتظارات، تقسیم وظایف، محدودیتها و غیره است...

ادامه نوشته

سیبل!

سلام.... حالتون خوبه؟ ما رو نمی بینین خوشین؟ همه چی آرومه؟ غصه ها خوابیدن؟ تابستون خوش می گذره؟..... خب خدا رو شکر.....

اومدم که یه بخشی رو پیشنهاد بدم که اگه تعداد موافقا زیاد بود، راه اندازیش کنیم. بخشی به اسم "گوشه ی رینگ" یا "سیبل"..... البته قرار نیست خود بخش به خشنی اسمش باشه.... این اسما رو انتخاب کردم تا بعدا متهم به کپی برداری از جاهای دیگه نشیم (البته خودمونیم.... اصل قضیه که فرقی نداره!!)

خیال داشتم که خیلی زود تر از اینا این بخش رو راه بندازم ولی گفتم صبر کنیم تا نمره ها بیاد و خیالمون از اونا راحت بشه، بعد.... اگرچه هنوز یه چنتاییشون مونده ولی دیگه تابستون داره تموم میشه دیگه!!

قراره تو این بخش چه اتفاقی بیافته؟؟؟

خیلی اتفاقا....

داستان این بخش از این قراره که هر دو سه روز یکبار (یا هفته ای یکبار) یه نفرو بیاریم وسط تا برقص.... نه!!!..... یعنی بیاریم وسط تا بقیه نظرشونو راجع به اخلاق و رفتارش بگن و ازش سوال بپرسن و اونم جواب بده.... اصلا هم مهم نیست که سوالا چی باشه... به چند نمونه از سوالای قابل پرسش دقت کنید:

هدفت از زندگی چیه؟ / به چه امید زندگی می کنی؟ / شیرین ترین و تلخ ترین خاطره؟ / به نظر خودت چه جورآدمی هستی؟ / اگه بهت ۲۰۰میلیون تومان از بانک جایزه بدن چه قدرشو به بقیه کمک می کنی؟ / بهترین دوستت کیه؟ / نظرت در مورد دانشگاه خودمون چیه؟ / آینده کشورمون رو چه جوری ارزیابی می کنی؟ / قشنگ ترین کار و عملی که تا حالا تو زندگیت سرزده چیه؟ / دوست داشتی تو کدوم یک از دوران تاریخ به دنیا می اومدی؟ / چرا از فوتبال بدت میاد؟ / نظرت در مورد اوباما چیه؟ / دوست داری جای کدوم یکی از شخصیت های مشهور دنیا باشی؟ / از کدوم کشور به جز ایران خوشت میاد؟ / اگه بهت بگن که یک ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی ! تو اون یه ساعت چیکار می کنی ؟ / سلام سخت تره یا خداحافظی؟ و.... هزاران سوال بی ربط و باربط مشابه که می تونه باعث هیجان انگیز تر و جذاب تر شدن این بخش بشه.....

اون شخص مورد نظر هم به صورت داوطلبانه انتخاب میشه... یعنی هرکسی داوطلب باشه به عنوان سیبل! ازش استفاده می کنیم..... همینطور اگه چند نفر از بچه ها کسی رو به عنوان سیبل پیشنهاد کنن، باید با جان و دل بپذیره!! (البته شاید کار به جایی بکشه که مجبور شیم با قرعه کشی افراد رو انتخاب کنیم!!)

این هم تضمین می کنیم که نظرات و حرفهای غیر محترمانه و بی شرمانه! حذف بشن و همچنین شخص سوال شونده می تونه به سوالاتی که دلش نمی خواد جواب نده؛ البته تا ۳تا سوال.

خب.... حالا کی پایست؟؟؟

داوطلب اول کیه؟؟؟؟


پی نوشت:

1. با اینکه خییییلللللیییی روی این ایده فکر کردم (چیزی حدود 5 دقیقه!!!)، اما هنوز خام و نپختست و همینجوری یه چیز کلی گفتم.... اگه کسی چیز بهتری تو این مایه ها به ذهنش میرسه یا پیشنهادی برای بهتر اجرا شدنش داره، بگه..... اگه اسم بهتری هم براش به نظرتون میرسه بگید!

2. داوطلب اول یک دستگاه آبنبات چوبی خوشمزه! جایزه میگیره

3. بخش های مشابه این، در خیلی از وبلاگهای دانشجویی "رشته/دانشگاه/ورودی" مختلف اجرا شده و کلی هم خوش گذشته بهشون!!! پس لطفا هی نگید که نمی شه و امکان نداره و .....

4. اگه خدای نکرده، زبونم لال با این بخش موافق نیستید، اولا که نظر بذارید و مخالفت رو اعلام کنید، دوم اینکه علت مخالفت هم بگید... (عدم اعلام مخالفت، به عنوان موافقت تلقی میشه!!) ضمن اینکه بچه های پایه ی این بخش هم بیان و بگن که پایَن تا زودتر شروع کنیم.

5. خوندن دیگه بسه.... حالا نوبت شماس که بنویسین.... بخش نظرات بی صبرانه منتظر شماست!

ثروت کوروش کبیر

روی  ادامه ی مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

برنامه ی امتحانات پژوهشگاه پلیمر

تاریخ امتحانات کارگاه ها و آزمایشگاه های پژوهشگاه مشخص شد و اگر برنامه تغییر نکنه، ظاهرا قراره که همشون هم در همون پژوهشگاه برگزار بشه (گروه های مشخص شده، مربوط به ۸۶یی هاست):

آز روشهای اندازه گیری مشخصات مولکولی پلیمرها: سه شنبه ۱۳۸۹.۰۶.۰۹ ساعت ۱۱ الی ۱۳

آز خواص فیزیکی مکانیکی پلیمرها: سه شنبه ۱۳۸۹.۰۶.۰۹ ساعت ۱۴ الی ۱۶

کارگاه کامپوزیت: شنبه ۱۳۸۹.۰۶.۱۳ ساعت ۱۴ الی ۱۶

کارگاه پلاستیک: یکشنبه ۱۳۸۹.۰۶.۱۴ ساعت ۱۴ الی ۱۶

کارگاه الاستومر: سه شنبه ۱۳۸۹.۰۶.۱۶ ساعت ۱۴ الی ۱۶

آز شیمی فیزیک پلیمر ها: چهارشنبه ۱۳۸۹.۰۶.۱۷ ساعت ۱۴ الی ۱۶

آز شیمی سینتیک پلیمریزاسیون: دو شنبه ۱۳۸۹.۰۶.۲۲ ساعت ۱۴ الی ۱۶

اگر كوسه ها آدم بودند

دختر كوچولوی صاحبخانه از آقای "كی" پرسید:

اگر كوسه ها آدم بودند با ماهی های كوچولو مهربانتر میشدند؟

آقای كی گفت: البته! اگر كوسه ها آدم بودند

توی دریا برای ماهی ها جعبه های محكمی میساختند

همه جور خوراكی توی آن می گذاشتند

مواظب بودند كه همیشه پر آب باشد

هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

سه معمايي كه مايكروسافت نمي تونه حل كنه!!!!

شركت مايکروسافت قادر به حل يا تشخيص علت اينها نيست...


1- يك هندی كشف كرد كه هيچكس نميتونه در هيچ كجای كامپيوتر، فولدری به اسم CON بسازه!

كل تيم مايكروسافت نميتونن بگن كه چرا اين اتفاق مي افته... خيلی جالبه. حتماً امتحانش كنين و خودتونم نتيجه رو ببينين...


2- كسانی كه از سيستم ويندوز استفاده ميكنن، كارهای زير رو انجام بدن:

آ. يك فايل notepad خالی باز كنيد.

ب. سپس Bush hid the facts را در آن تايپ كنيد.

پ. آن را در هر جايی می خواهيد ذخيره كنيد.

ت. فايل را ببنديد و آن را دوباره باز كنيد.


3. اين يكي خيلی جالب و باورنكردنيه، كه همه تيم مايكروسافت به همراه بيل گيتس پاسخی برای آن ندارند... اين توسط يك مكزيكی كشف شد:

برنامه Microsoft word را باز كنيد و در آن (200,99) rand= را تايپ كنيد.

سپس Enter را بزنيد و بينيد چه اتفاقی ميفته!!


بابا زرنگ...

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند

انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.

او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون …

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

تولد، تولد، تولدت مبارک: مهدیه تهرانی

 «مهدیه تهرانی»، دوست عزیز؛

 تولدت مبارک  

 امیدوارم همیشه موفق و سرزنده و شاد و خوشحال باشی  


- برای ثبت تاریخ تولد خودتون، به پست "کِی تولد کیه؟" ارسال شده در فروردین ۸۹ مراجعه کنید.

مهندس و تاجر

يک مهندس و يک تاجر در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. مهندس رو به تاجر کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ تاجر که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. مهندس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سؤال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال می‌کنيد و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. تاجر مجدداً معذرت خواست و چشم‌هايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، مهندس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سؤال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سؤال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. اين پيشنهاد چرت تاجر را پاره کرد و رضايت داد که با مهندس بازى کند.

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

نمرات خواص فیزیکی دکتر سعیدی + خبر نمرات دکتر بازگیر

۱. دکتر سعیدی نمرات خواص فیزیکی و مکانیکی پلیمر ها رو اعلام کردند. از بین بچه های کلاس ایشون، کاوه داوودی بالاترین نمره رو کسب کرد و بعد از او هم سحر پور ابراهیم و صادق ارسکی نمرات دوم و سوم کلاس بودند.

لیست کامل نمرات در ادامه مطلب درج شده...

۲. دکتر بازگیر از امروز شروع به اعلام نمرات درس خواص فیزیکی کردند و کسانی که به ایشون مراجعه کردند، نمرشون رو فهمیدند. در مورد باقی نمرات هم، قرار شد بعد از تکمیل ِ تصحیح ِ همه ی برگه ها، لیست رو به آدرس وبلاگ ما ارسال کنند که تا این لحظه ایمیلی از ایشون به دستمون نرسیده. به محض دریافت لیست، و در اولین فرصت، نمرات ایشون رو هم اعلام می کنیم.

ادامه نوشته

دهمین نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان

درود بر شما دوستان عزیز پلیمری،

دوستان ابتدا جا داره قبل از هرچیز به دوستداران هنر، به خصوص موسیقی تسلیت عرض کنم به خاطر درگذشت یکی از بزرگ مردان آواز ایران، استاد محمّد نوری که بی شک همگی ما صدای دلنشین و ترانه های زیبا و ماندگار استاد رو بار ها و بارها از رادیو و تلویزیون شنیده ایم. یادش همیشه زنده و جاوید باد.

همان طور که از تیتر این پست نیز معلوم است، دهمین نمایشگاه بین المللی صنعت ساختمان از 12 مرداد الی 15 مرداد (سه شنبه تا جمعه ی همین هفته) برگزار می شود. بی شک می توان گفت از بزرگترین و بهترین نمایشگاه هایی است که هر سال همین موقع ها در ایران برگزار می شود.

بنابراین سعی کنید به هیچ وجه این نمایشگاه رو از دست ندید چون مملؤ از محصولات پلیمری است و یادتون باشه که در این مملکت پول در صنعت ساخت و ساز خوابیده!! 

این اطلاعیه را اعلام کردم تا چنانچه دوستان مایلند برنامه ی دسته جمعی برای بازدید از نمایشگاه بگذارند، بیایند و در این پست با هم دیگه مذاکره کنند و از این جور کارا که دوباره مثل اون قضیه ی بازدید از نمایشگاه ایران پلاست نشه که عده ای از دوستان، دوستان دیگر را متهم به زد و بند و آلکاپن بازی و از این جور حرفا کنند! اگر مایلید یک برنامه درست و حسابی بچینید و خلاص، اگر هم نه که هیچی. در صورت نیاز هم آقای فرنیا یه پست دیگه می ذاره و قرار نهایی رو اعلام می کنه! (اون جوری من رو نگاه نکن فرنیا، خودت پست رو میذاری!!! D:)  متأسفانه خود بنده به دلیل اینکه در نمایشگاه غرفه دار هستم نمی تونم همراهی کنم، ولی انشاء ا... در نمایشگاه شما رو زیارت می کنم.  

ولی در نهایت چه دسته جمعی و چه دسته فردی(!؟)، حتماً از این نمایشگاه دیدن کنید.

ساعات بازدید از نمایشگاه، 9 الی 16 می باشد.

با آرزوی موفقیت و سلامتی برای همه ی دوستان...

به من چه... ؟؟!!

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سر و صدا برای چیه. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود.
موش لب هاش رو لیسید و با خود گفت: «ای کاش یک غذای حسابی باشد.» اما همین که بسته را باز کردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد: صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود...
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بده. اون به هرکسی که می رسید، می گفت: «توی مزرعه یک تله موش آوردند، صاحب مزرعه یک تله موش خریده...»

مرغ با شنیدن این خبر بال هاش رو تکان داد و گفت: «آقای موش، برات متأسفم. از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی، به هر حال من کاری به تله موش ندارم، تله موش هم ربطی به من نداره!!»

میش وقتی خبر تله موش رو شنید، با صدای بلند گفت: «آقای موش! من فقط می تونم دعات کنم که توی تله نیفتی، چون خودت خوب می دونی که تله موش به من ربطی نداره. مطمئن باش که دعای من پشت و پناه تو خواهد بود.»

موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنیدن خبر، سری تکان داد و گفت: «من که تا حالا ندیدم یه گاو توی تله موش بیفته!» اینو گفت و زیر لب خنده ای کرد و دوباره مشغول چریدن شد.

سرانجام، موش نا امید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فکر بود که اگر روزی در تله موش بیفته، چی می شه؟


در نیمه های همان شب، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را که در تله افتاده بود، ببینه.
او در تاریکی متوجه نشد که چیزی که در تله موش تقلا می کنه، موش نیست. بلکه یه مار خطرناکه که دمش تو تله گیر کرده. همین که زن به تله موش نزدیک شد، مار پایش رو نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت، وقتی زنش رو در این حال دید اونو فوراً به بیمارستان رسوند. بعد از چند روز، حالش بهتر شد. اما روزی که به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود، گفت: «برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست.»
مرد مزرعه دار که زنش رو خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید...
اما هرچه صبر کردند، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می کردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد میش رو هم قربانی کنه تا با گوشت آن برای مهمونای عزیزش غذا بپزه.
روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد. تا این که یک روز صبح، در حالی که از درد به خود می پیچید، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاک سپاری او شرکت کردند. بنابراین، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذره و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببینه.

حالا، موش به تنهایی در مزرعه می گشت و به حیوانات زبان بسته ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتند... !

زاغکی قالب پنیری دید





زاغکی غالب پنیری دید
از همان پاستوریزه های سفید
پس به دندان گرفت و پرواز کرد
روی شاخ چنار مأوا کرد
اتفاقاً از آن محل روباه
میگذشت و از پنیر شد آگاه
گفت اینجا شده فشن تی وی
چه ویویی ؛ چه پرسپکتیوی
محشری در تناسب اندام
کشته تیپ تو صد خاص و عوام
دارم ام پی تیری آوازت
شاهکاره ؛ شبیه اعجازت
ولی اینها کفاف ما ندهد
لطف اجرای زنده را ندهد
ای به آواز شهره در دنیا
یک دهن میهمان بکن ما را
زاغ بی وقفه قورت داد پنیر
آن همه حیله کرد بی تأثیر
گفت: کوتاه کن سخن؛ لطفاً
پاس کردم کلاس دوم من

قوانین جدید فیزیک....!!

قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:
بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:
اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

قانون نتیجه:
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر :
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید .

تولد، تولد، تولدت مبارک: میلاد دانشفر

«میلاد دانشفر» عزیز؛

 تولدت مبارک  

 بهترین ها رو در سال جدید زندگیت برات آرزو می کنم    



- برای ثبت تاریخ تولد خودتون، به پست "کِی تولد کیه؟" ارسال شده در فروردین ۸۹ مراجعه کنید.

مطلبی طنز درباره دانشجو

طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.

جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری.

رییس دانشگاه
1. مردی فرهیخته و خوشتیپ
2. به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم، هیچ ذهنیتی ندارم.

یک وعده غذای سلف
1. بیفستراناگوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک
2. چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز

کارت دانشجویی
1. کارت شناسایی و هویت دانشجو
2. فقط موقع ورود به حراست نشون می دم

کوئیز
1. امتحان ناگهانی استاد از دانشجو
2. لاف بزرگی که هرگز به تحقق نمی پیوندد

شب امتحان
1. شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است
2. شبی که تا صبح باید مثل  . . .  درس خوند

جزوه خوش خط دخترها (البته برای پسرها)
1. بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم، من عادت دارم فقط جزوه ی خودمو بخونم
2. طلای کاغذی

تقلب
1. یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان
2. تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان

مشروط شدن
1. عمراً، من تو دبیرستان معدل کمتر از 18 نداشتم
2. نمک تحصیل در دانشگاه

وام دانشجویی
1. کمک هزینه برای دانشجو
2. مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته

ازدواج دانشجویی
1. حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل دارم
2. کو؟ کجاس؟ کسی رو سراغ داری برام؟؟

حراست
1. ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات
2. ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان

دانشجو
1. فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است
2. ها ایی دانشجو که وَگفتی یعنی چه؟؟؟!!!

سیزده خط برای زندگی

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده ی مشهور کلمبیایی رو که میشناسین. چند وقت پیش ایمیلی از جملات این نویسنده از طرف دوست خوبمون نسیم باب هادی به دستم رسید که به نظرم جالب اومد و فکر کردم که شاید برای بقیه هم جالب باشه...

«برای خواندن این سیزده خط برید به ادامه ی مطلب»

ادامه نوشته

نیمه ی شعبان مبارک

نمرات نهایی ریاضیات مهندسی - Exclusive!!!

دکتر جلیلی حدود ساعت ۴ بعد از ظهر امروز، علاوه بر نصب روی برد، نمرات رو برای اعلام در وبلاگ به من دادند.

کمند ربیعی، کاوه داوودی، صدف محمد رحیمی پور، امین اسدی، فاطره اسدی، حمیدرضا خلفی، مرضیه مقیسه، میلاد ایمنی و مجتبی مرادی موفق به کسب نمره ی ۱۸ و بالاتر شدند...... مبارکه!!!

ایشون در رابطه با نحوه ی اعتراضات گفتند:

اعتراضات باید به صورت کتبی بوده و به مسئول آموزش (خانم اقتداری)، تحویل داده شود و اعتراضات حضوری پذیرفته نیستند.

البته دانشجویان می توانند یکشنبه ی آینده برای باز بینی برگه و اطلاع از اشکالات به دفتر ایشان مراجعه کنند.


 
کسانی که آز شیمی فیزیک عمومی دارند بخوانند:

عدم برگزاری آزمایشگاه شیمی فیزیک عمومی در تاریخ ۶ مرداد: 

نظر به تغییر ساعت کلیه آزمایشگاه ها و کارگاه های پژوهشگاه پلیمر در تاریخ ۶/۵/۸۹ و تلاقی پیدا کردن این آزمایشگاه ها با آزمایشگاه شیمی فیزیک عمومی و ایجاد مشکل برای برخی از دانشجویان، بدینوسیله باطلاع می رساند که به منظور حل مشکل یاد شده آزمایشگاه شیمی فیزیک عمومی در روز چهارشنبه ۶/۵/۸۹ برگزار نخواهد گردید.

نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:11  توسط خانم دکتر نغمه فاضلی در وبلاگ گروه
 

 

- گوش شیطون کَر مثل اینکه بخش نظرات بلاگفا هم باز شده و مشکل حل!!

 

نمرات رو در ادامه ی مطلب بجویید!!

ادامه نوشته

مشکل بلاگفا + نمرات نهایی پلیمر های طبیعی

سلام...

متأسفانه چند روزیه که برای بلاگفا مشکلی ایجاد شده و تا همین امروز، حتی دسترسی به پَنِل نویسندگی هم ممکن نبود. و همچنان دسترسی به بخش نظرات هم ممکن نیست؛ چه از سوی نویسندگان، چه از سوی خوانندگان.

با امید اینکه این مشکل بلاگفا هم به زودی بر طرف شه تا دوباره وبلاگ فعالی داشته باشیم...

 

فقط گفتم که این دو خبر رو هم اینجا اعلام کنم:

۱. دکتر عباسیان اعلام کردند:

نمرات درس پلیمرهای طبیعی و زبان تخصصی به احتمال زیاد تا آخر وقت روز جمعه در وبنوشت درج خواهد شد.

روز دوشنبه ی آتی نیز به احتمال زیاد از ساعت ۱۱ صبح به بعد در دانشگاه خواهم بود برای رسیدگی به شکایات احتمالی درس پلیمرهای طبیعی و روش های اندازه گیری مشخصات پلیمرها.۱

۲. همینطور خانم دکتر فاضلی هم گفته اند:

بدینوسیله باطلاع دانشجویان می رساند که کلیه آزمایشگاه ها و کارگاه های پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران در تاریخ چهارشنبه۸۹.۵.۶ از ساعت ۸:۳۰ الی ۱۵ برگزار خواهد شد.


۱. تغییر احتمالی در برنامه ی حضور دکتر عباسیان در دانشگاه:

به احتمال زیاد روز یک شنبه بعدازظهر در دانشگاه خواهم بود برای رسیدگی به شکایات احتمالی و نیز ارزیابی پروژه افرادی که جلوی نمره ِ ایشان ؟ خورده است. تا شنبه عصر زمان حضور را اعلام خواهم کرد.


نمرات پلیمر های طبیعی در ادامه مطلب موجوده...

ادامه نوشته