دانشجویان خسته و ناراحت از ظلم و ستم حکومت پادشاهی بودند. دیگر تاب دیدن حکومت شخص بر مردم را نداشتند. این حکومت امپریالیستی کثیف که باعث و بانی پاس شدن واحدها به این راحتی شده بود، آن ها را خسته و درمانده کرده بود. ادامه ی یک همچین وضعی دیگر امکان پذیر نبود!

تا اینکه چند تن از خاندان های بزرگ دانشجویان در ترم ششم ورودی 86 گرد هم آمدند و حول این موضوع به گفت و گو نشستند. ترک عطا خان رُک، توکل الدین کرمانی و سهاالدوله کالیفَرنیا از جمله رهبران این خاندان ها بودند. حاصل گفت و گوی این خاندان ها با یکدیگر، شکل گیری جنبش ملّی مشروطیت دانشگاه بود. جنبش از قبل از عید شروع شد. دانشجویان یک پارچه دست به اعتصاب زده، کلاس ها را پیچونده و در فرحزاد، اریکه ایرانیان و کلیه ی فست فود های تهران تحصن کردند. سپس با ننوشتن تمرینات و کپ زدن ها اعتراضات وارد مرحله ی دوم خود شد. با گند زدن میان ترم ها اعتراضات به اوج خود رسید و دانشجویان خشمگین با آتش زدن جزوات خانم تامارا حاج علیوف که  پس از ورود به ایران نام خود را به شهلا حاج علی زاده تغییر داده بود، او را جاسوس روسیه و از مخالفان مشروطیت می دانستند که با جزوات خود قصد منحرف کردن جنبش و تشویش اذهان عمومی را داشت. اصول گرایان حکومتی تلاش های زیادی برای جلوگیری از وقوع انقلاب مشروطیت کردند که در رأس آن ها حاج آقا مهدی آستانه بود ولی تلاش های فراوان آن ها نه تنها راه به جایی نبرد بلکه دانشجویان را برای ایجاد یک تحول اساسی مصمم تر کرد... تا اینکه انقلاب وارد 15 روز آخر خود شد... جنگ سختی بین دانشجویان مشروطه خواه و نیروهای حکومتی سر گرفت. در روز 2 تیر اولین جنگ سخت و خونین بین دانشجویان و نیرو های تحت فرماندهی ژنرال عباسیان صورت گرفت. تعداد بسیار زیادی از دانشجویان زخمی و عده ای نیز شهید شدند. در این نبرد نیروهای حکومتی با استفاده از سلاح های مجهز به اشعه ی UV به روی مشروطه خواهان آتش گشودند تا دود ناشی از شلیک تفنگ ها محیط زیست را آلوده نکند. پس از آن، چند روزی اوضاع آروم بود تا اینکه روز ششم تیر ماه صحنه ی رویارویی دانشجویان و نیروهای تحت فرماندهی ژنرال مصیبی بود. در این روز مشروطه خواهان پیروز شدند و ژنرال مصیبی پس از شکست و افشای آمار مجروحان و کشته شدگان به سرعت مملکت را ترک کرده و به استرالیا گریخت. به همین شکل در روز های هشتم و دهم تیرماه. تا اینکه روز سیزدهم تیرماه معروف به یکشنبه ی خونین Bloody Sunday می باشد. درست همانند اعتراضات روسیه و ایرلند. مأموران ضد شورش به فرماندهی ژنرال اوتادی به همراه حاجی و آنتوان در یک سمت و جمع کثیری از مشروطه خواهان در سمت دیگر، شروع به جنگ مسلحانه کردند و در این جنگ بود که مشروطه خواهان نیروهای حکومتی را به سختی شکست داده و در نتیجه به هدف خود تقریباً نزدیک شدند. و در نهایت در روز 15 تیر ماه سال 1389 با شکست آخرین بازماندگان نیروهای حکومتی به فرماندهی ژنرال جلیلی، انقلاب مشروطیت دانشگاه به پیروزی رسید تا دانشجویان از ترم آینده زیر سایه ی حکومت مشروطه با برداشتن تنها 14 واحد از زیر فشار بیرون آیند. پس از پیروزی انقلاب، دکتر عباسیان پس از 9 روز یعنی در روز 24 تیرماه همان سال شخصاً حکم مشروطیت را امضاء کرده و دانشجویان به افتخار این کار ایشان در بالای کارنامه ی ترم ششم خود نوشتند: "عدل علی"