شبه بيانيه
با سلام خدمت همه دوستان ![]()
اول از همه می خوام يه چيزی رو در مورد اين پست روشن کنم.
راستش از روز راه اندازی اين وبلاگ پيش بينی می کردم که يه روز مجبور بشم همچين پستی بذارم ولی نه به اين زودی. اما يکی از دوستان باعث شد که اين قضيه بيافته جلو. البته يه جورايی بهتر هم شد. چون اينجوری از همين اول کار، خيلی از مسائل روشن می شه تا بعدا مشکلاتمون کمتر شه.
همين ابتدای قصيه هم از همه ی دوستانی که تا الان به وبلاگ خودشون لطف داشتن و ازش حمايت کردن تشکر می کنم و ازشون به خاطر اين پست عذر خواهی می کنم. روی صحبت من با اون افرادیه که از بودن اين وبلاگ راضی نيستن. که البته زيادم نيستن!
برای اينکه بشه دقيق همه موارد رو بررسی کرد از نظرات يکی از دوستان که خيلی به ما لطف داشتن! استفاده می کنيم.
اين عزيز اول اومد و با استفاده از يه سری الفاظ که لياقت خودش بود يه نظری گذاشتو رفت! منم بهش گفتم که مشکلات شخصی رو وارد اين وبلاگ نکن (اينو قبلا هم توی افتتاحيه گفته بودم )
بعدش ايشون اومد و ادعا کرد که تو مطلبش بی ادبی نکرده! (من نمی دونم ايشون به چی ميگه بی ادبی!) بعدم يه نظريه دادن: « این ژیگول بازاییا باسه بچه های دبیرستان و تفکر دبیرستانیه منم اگه این جوری صحبت کردم پوزش .ولی میخوام بگم این کارا .......سر کاری یه .» اجازه بدين راجع به اين قسمت چيزی نگم که خودش گويای طرز تفکر کودکانه (اگه نگم احمقانه) ی اين دوستمون هست! (البته پوزشش رو قبول می کنم، چون خودش فهميد چی گفته!)
يه جا هم گفت که :« خداییش ما دیگه بزرگ شدیم .اگه یه خرده به خودمون بییام میفهمیم که این سایت و وبلاگ جنبهی .......سر کاری داره مگه این که یه سودی داشته باشه .»
خب آخه عزيز من! والا قراره اين وبلاگ سود داشته باشه! اولا که ما می تونيم حرفامونو يه جا به همديگه بزنيم. هر کسی هم که دلش بخواد – چه از من خوشش بياد چه نياد – ميتونه به عنوان نويسنده فعاليت کنه تا حرف و نظرشو به بقيه بگه! بعدم اينکه اگه وبلاگ فعال بشه شک نکن که مسئولای دانشگاهم مجبور ميشن بيانو مطالبشو بخونن که اينجوری کلی به سودش! اضافه می شه. چون مستقيما نظرا به مسئولين منتقل می شه.![]()
بعد از اين نظرات، از ايشون خواستم که يه راه ارتباطی برای ما باز کنن که کار به اينجا نکشه!
اما ايشون طی يه حرکت انتحاری! نظر داد که: « يارو اون قدر چرت و پرت نظر میدم تو وبلاگت تا قسمت نظر خواهیشو جم کنيا»![]()
![]()
می خوام به اين دوست عزيز بگم که آخه اين وبلاگ مال من نيست که می خوای انقدر توش چرت و پرت بگی که جمعش کنم! از همون اولم گفتم با اينکه اين وبلاگو من راه اندازی کردم، اما اصلا مال من نيست. اگه اينجوری بود که اسمشو « بسپار 86» نمی ذاشتم يا توی توضيحات نمی نوشتم « وبلاگ بچه های پليمر علوم وتحقيقات، ورودی 86» بلکه يه اسم و توضيح شخصی براش انتخاب می کردم. شما با اينکارت در واقع داری به همه ی همکلاسيات توهين می کنی. چون اينجا يک محل عمومیه برای همه ی بچه ها.
يه نکتهی خنده دار هم اينکه يه جا گفته: « (نويسندگان وبلاگ!) یا اون دارو دستهی ........چیزتون حال گیری باسه من کاری نداره
عین آدم بگو آیس برگ کی هستی ؟
مشخصه که از دار و دستهی اون (من از ذکر نام معذورم!) ...... هستی »!
آخه گلم، عزيزم، يه ذره فکر کن... خوب الان نويسنده ها کمه پس فردا که زياد شن می خوای چيکار کنی؟ می خوای يه دانشگاه رو با خودت دشمن کنی؟ به عنوان يه دوست بهت توصيه می کنم نکن اينکارو با خودت!![]()
بعدم اينکه نه من تو دارو دسته ی کسی هستم نه کسی تو دارو دسته ی من!
بعد از اون هم اتمام حجت! کرده که: « تهديد منو جدی بگير! » ![]()
طی آخرين نظر هم گفته : « تا زمانی که من دارم تو این دانشگاه درس می خونم اجازه نمیدم این محفل پفیوزی و سوسول گونه شکل منسجم به خودش بگیره آدم های شارلاتان تا یک روز بهتون وقت میدم وگرنه تو بخش نظراتتون یه چیزایی مینویسم تا از خجالت سرتون بکنین تو باسنتون .شیر فم شد. »
(ميزان ادب و تربیت خانوادگی این دوستمون هم میشه تو همين چند تا جمله به وضوح ديد!)![]()
در جواب اين جملات خنده دار هم بايد بگم که تو چه کاره ای که تهديد می کنی؟ اگه از اين وبلاگ خوشت نمياد خب اصلا اينورا پيدات نشه. ما هم دعات می کنيم!![]()
اصلا من يه چيزی می گم. شما اگه فکر می کنی اين وبلاگ نميگيره و سر کاريه، خب بشينو شکستشو ببينو لذت ببر ( که البته بايد انقدر بشينی تا زيرت علف سبز شه!)
اما اگه می خوای سنگ بندازی و بچه هارو از اين وبلاگ زده کنی که بحثش جداست.
اولا که تا اينجای کار که خدا رو شکر اکثر کسايی که اومدن استقبال و حمايت کردن، ايشالا بعد از اينم از اين بهتر ميشه. بچه های ما هم انقدر با شعورند که با حرفای چون تويی نظرشون عوض نميشه.
ثانيا بهت پيشنهاد می کنم برو ببين چی کم داری، اونو درست کن. نه اينکه بخوای جلوی پيشرفت ديگران رو بگيری تا خودتو مطرح کنی. (اينم به عنوان يه دوست بهت گفتم!)
من به خاطر حفظ حرمت همه بچه های دانشگاه اين نظرات ايشونو پاک کردم. اما چند ساعت بعد اين (احتمالا) آقا با وقاحت هر چه تمام اومد و هر چرت و پرتی که لياقت خودش بود رو توی بخش نظرات وارد کرد. ( احتمالا بعضی از شما ديدين که چی گفته!)
خطاب به اون شخص بايد بگم که : واقعا بد بختی! تو خودت اگه عرضه داشتی زود تر از بقيه دست به کار می شدی. اما حالا که می بينی قبل از تو اينکار انجام شده داری می ترکی. بايد بهت بگم که حتی اگه خودت رو هم بکشی نمی تونی جلوی اين وبلاگ رو بگيری. چون بچه ها می خوان اين وبلاگ باشه!
از شما دوستان هم می خوام که اگه واقعا احساس می کنيد اين وبلاگ برامون مفيده ازش حمايت کنيد و به بقيه هم که ازش اطلاع ندارن (که فکر می کنم زياد باشن) اطلاع بدين تا بتونيم از اين حداقل امکانی که برای اظهار نظر آزاد داريم به خوبی استفاده کنيم.
فقط به خاطر جلوگيری از آلوده شدن فضای وبلاگ بوسيله ی اين آدم عقده ای، مجبور ميشم موقتا بخش نظرات رو با تاييد فعال کنم تا انشا ا... بعدا يه فکری براش بکنيم!
در آخر هم می خوام به همه ی دوستان اين اطمينان رو بدم که با حمايت شما، اين بابا که سهله، از اين گنده ترهاش هم نمی تونن کاری بکنن.
باز هم منو ببخشين که اين پست رو گذاشتم اما واقعا مجبور شدم. به خاطر طولانی شدنش هم همينطور!![]()
تا بعد....![]()
...........سلام - خوش آمدید........... این وبلاگ متعلق است به همه ی بچه های پلیمر ورودی 86 دانشگاه علوم و تحقیقات. محلی برای به اشتراک گذاشتن اخبار، بحث و تبادل نظر، بیان درددل ها، ابراز رفاقت ها و حل مشکلات.