خبرنگار بسپار نیوز: آقا چه وضعی شده وبلاگ!! بحث و جنگ و دعوا و حرف های منطقی و بی منطق و اولتیماتوم و کودتا علیه مدیر وبلاگ و قرار سر چهار دیواری برای دعوا و پنجه بکس و هفت تیر و قفل فرمون و کوکائین و آلکاپن بازی و شیشه نوشابه لب جوب شکوندن و تیزی کشیدن و....

البته این آقای خبرنگار یه خورده همچین زیادی بزرگنمایی کرد ولی خب حالا کاری نداریم. جوّ نا آروم این کشورهای عربی به اینجا هم یک ذره کشیده شده دیگه... ولی من یک پیشنهاد خوب دارم برای اینکه این جوّ نا آروم کاملاً درست بشه. فکر کنم پیشنهاد مفیدی باشه.

پیشنهاد من اینه که یک روز همه ی بچّه های پلیمری 86 در محوطه ی دانشکده فنّی جمع بشیم و به دو گروه مخالف هم تقسیم بشیم. یک گروه از بروبکس در سمت چپ محوطه ی دانشکده آماده بشن، پنجه بکس ها و تیزی هاشون رو آماده کنند، اون یکی گروه هم در سمت راست جمع می شن و چماق و قمه به دست و آماده می شن برای دعوا. رأس ساعت دوازده ظهر گروه اوّل از سمت چپ شروع می کنند به راه افتادن و گروه دوم هم از سمت راست دانشکده. و دو گروه جلوی در فنّی به هم می رسند. چشم در چشم هم. هر دو گروه در چشمان یکدیگر نظاره می کنند و چند ثانیه ای این چنین می گذرد. خون جلوی چشمان هر دو گروه را می گیرد، صدای فریاد از هر دو گروه بلند شده و به سوی هم حمله ور می شوند و ناگهـــــــــان...

مایکل جکسون از راه می رسد و با رقص اعجاب انگیزش به سمت گروه یک می رود و می گوید که این کار ها کار بدی است! با هم دوست باشید و همچنین با چرخشی دیگر به سمت گروه دوم می رود و به آن ها هم همین حرف ها را می زند. لیدر های هر دو گروه سرشان را به نشانه ی تأئید حرف او تکان می دهند و می گویند راست می گی مایکل ما چقدر نادان بودیم و مایکل جکسون می گوید پس حالا که همگی متوجّه اشتباهتان شدید و دوباره با هم دوست شدید بیاید با هم برقصیم. و همه چماق ها و پنجه بکس ها را رها می کنند و شروع می کنند با یکی از ترانه های او بنام Beat it، به صورت هماهنگ با هم رقص مایکل جکسونی می کنند!

و بعد از آن همگی با هم دوست می شیم و این جوّ نا آرام هم در وبلاگ می خوابه. به همین راحتی... هان؟ نظرتون چیه؟