زندگی، مِلک وقف است...
متن زیر بخشی از مقدمهی کتاب ابنمشغله، نوشتهی نادر ابراهیمی است. این متن خیلی صریح، پاسخ به سؤال: زندگی "چیست" و "چگونه" است خطاب به همسن و سالهای ما نوشته شده که به سرعت در حال تغییر، شکلگیری و انتخاب مسیر زندگی هستیم ...
"...زندگی، مِلک وقف است دوست من! تو، حق نداری روی آن فساد کنی و به تباهیاش بکشی، یا بگذاری که دیگران روی آن فساد کنند.
حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بیخاصیتش نگه داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند. حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را، روی آن بر تن و روح خویش، خاموش و سر به زیر، بپذیری.
حق نداری در برابر مَظالمی که دیگران روی آن انجام میدهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگرِ ناتوانِ مظلومِ بیپناه بنمایی.
حق نداری به بازیاش بگیری، لکهدار و لجن مالش کنی، آلوده و بیحرمتش کنی، یا دورش بیندازی.
حق نداری در آن، چیزی که به زیان دردمندان و ستمدیدگان باشد بکاری، برویانی و بار آوری.
حق نداری علیهش حتی در بدترین روزگار و سختترین شرایط، اعلامیه صادر کنی، یا به آن دشنام بدهی.
حق نداری با رنگهای چرک و تیرهی شهوت، نفرت، دنائت و رذالت، رنگینش کنی.
مگر آنکه از بیخ و بن مِلک وقف بودنش را فراموش یا انکار کرده باشی، که در این صورت، البته، نه خود تو مسئلهای هستی و نه آنچه میکنی مسئلهست که قابل بحث و اعتنا باشد. در حقیقت، نبوده و نیستی تا چنین و چنان کردنت، روی زمینی که ما مِلک وقفش میدانیم، چنین و چنان کردنی تلقی شود. نیامدهیی، نماندهیی و نرفتهیی.
از هیچ، به قدر هیچ باید خواست نه بیشتر...
باید ایمان داشت که میتوان بندگی نکرد و زنده ماند.
به گفتوگو نشستن، گاهی،
شاید این ایمان را در ما بیافریند."
...........سلام - خوش آمدید........... این وبلاگ متعلق است به همه ی بچه های پلیمر ورودی 86 دانشگاه علوم و تحقیقات. محلی برای به اشتراک گذاشتن اخبار، بحث و تبادل نظر، بیان درددل ها، ابراز رفاقت ها و حل مشکلات.