حتما همگی با خبر شدید که صبح امروز به وقت ایران، «اصغر فرهادی» موفق به دریافت یکی از معتبرترین جوایز سینمایی دنیا شد و بهترین فیلم بخش خارجی جشنواره ی Golden Globe رو برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» که در دنیا با عنوان «A Separation» شناخته شده، به خودش اختصاص داد.

از اصغر فرهادی، شهاب حسنی، لیلا حاتمی، پیمان معادی و ساره بیات و بقیه ی دست اندر کاران این شاهکار سینمای ایران، بی نهایت متشکرم و این افتخار رو به همه ی ایرانیانی که از شنیدن این خبر خوشحال شدند، تبریک می گم. به امید اینکه به زودی اصغر فرهادی رو روی صحنه ی اسکار هم ببینیم.

در ادامه می تونید یادداشت زیبای "نگین حسینی" در این رابطه رو بخونید

"امشب از آن شب‌هاست که از هیجان زیاد، خواب به چشمم نمی‌آید. حضور اصغر فرهادی در جشنواره‌های مختلف و جایزه‌های متنوعش یک طرف، این یکی جایزه گلدن گلوب طرف دیگر. نمی‌دانم چرا؛ شاید به این دلیل که این یکی، نزدیک‌ترین جایزه به اسکار است، هم به لحاظ زمانی و هم از نظر شان و اعتبار، که کم از اسکار ندارد. بازهم جایزه گلدن گلوب فرهادی یک‌طرف، سخنرانی کوتاه و گیرایش طرف دیگر. او کمتر از یک دقیقه وقت دارد که حرف‌ دلش را خالی کند؛ آنهم به زبانی که به گفته‌ی خودش در مراسم اعطای جایزه منتقدان، چندان به آن مسلط نیست. کمتر از یک دقیقه وقت دارد تا در آن بالا، در موقعیتی برتر از صدها هنرپیشه و فیلمساز معروف هالیوودی، در مواجهه حضوری با چهره تک تک آنها، بر اضطراب طبیعی خود غلبه کند و حرف بزند... و آنها چه می‌دانند فیلم‌ساختن در کشوری چون ایران یعنی چه... آنها که هر امکانی را در اختیار دارند و چیزی به نام محدویت‌های فیلم‌سازی نمی‌شناسند، نمی‌دانند که جایزه‌ی اصغر فرهادی به هیچ شکل، با جوایز خودشان برابری نمی‌کند، که هزار بار، به اندازه‌ی تمام تفاوت‌هایی که فیلم‌سازی در دو سوی کره‌ی خاکی دارد، برتر و با ارزش‌تر است...

باری اصغر فرهادی باید از همه چیز بگوید، در ثانیه‌هایی محدود و با زبانی بیگانه. باید از عشقش بگوید؛ از انگیزه‌ها و امیدهایش... چقدر سخت است... چشم دوختن به چشمان رنگین صدها نفر که هریک، سری در سینما دارند؛ و حرف‌زدن به زبانی غیرمادری... اما اگر اوست هنرمند ایرانی، می‌تواند کتاب‌ها درد نهفته را با هنرمندی، در چند کلمه خلاصه کند... و بگوید که... نمی‌دانم از کدام باید بگویم؟ از مادرم، پدرم، دخترانم، همسر مهربانم، گروه همکارم...

اما اینها همه یک‌طرف، این سخن فرهادی یک‌طرف که: از مردم کشورم می‌گویم... که آنها به راستی دوستدار صلحند...

در این برهه حساس تاریخی که انگار تمامی موشک‌های دنیا به سوی گربه‌ای نشسته در اندوه نشانه رفته‌اند، چقدر این کلام خوش‌آهنگ است... چقدر اصغر فرهادی از عهده‌ی این کار سخت خوب برمی‌آید و در کلماتی کوتاه، در زمانی اندک، همه‌ی آنچه را که دقیقه‌ها وقت برای گفتنش لازم است، به زبان می‌آورد... و ما را وادار می‌کند بار دیگر به ستایش هنر مردمی‌اش از جا برخیزیم و با غرور به دنیا بگوییم: حرف ما، حرف صلح و دوستی است... حرف ما را از زبان خود ما بشنوید....

نگین حسینی

15 ژانویه 2012 - شیکاگو، ایالات متحده امریکا