طهران . . . تهران
تهران، آشفته بازاریست از همه چیز و همه کس...
از بازار بزرگ با آن بافت قدیمی و گاریهای چوبی اش که همه چیز جا به جا میکنند تا هایپر مارکتی که کوفته تبریزی را کنار کواسٌن فرانسوی می فروشد! فست فود مستر دیزی (!) و رستورانهایی که پیتزای قورمه سبزی سرو میکنند! کوچه های خلوتی که هنوز از وسطشان یک جوی باریک، آرام عبور میکند تا بزرگراه هایی که به هیچ وجه نمیتوانید آرام از آنها عبور کنید و حالا دارند چند طبقه می شوند! نوشتن پند و نصیحت (!) روی پلهای عابر پیاده بدون کوچکترین خلاقیتی در جلب نظر بیننده و تابلوهای تبلیغاتی پفک و اسنک و هر محصول دیگری که خوردن آن برای کودکان زیر سه سال توصیه نمی شود در رنگیترین و جالبترین طرحها! و در مقابل طرح های زیباسازی شهرداری تهران: سبز کردن پلها و دو ماه بعد زرد کردن آنها! نقاشی هایی که روی دیوارهای کنار بزرگراه ها از خانه های کاهگلی و دخترانی با لباس های محلی رنگارنگ که کوزه آب می برند می کشند، که آدم ها وسط این شلوغی و ترافیک حس کنند که در روستا و در کنار رودخانه نشستند. و گاهی اداراتی که به این زیباسازی بیشتر کمک می کنند و به هر مناسبتی روی پارچه های فسفری و نارنجی، هر چیزی را به هم تبریک یا تسلیت می گویند که ادای احترام کرده باشند. شاعری می میرد و از فردایش باید به میدان شهرداری بگوییم میدان قیصرامین پور، گویا راه دیگری برای ادای احترام بلد نیستیم ... و کوچه هایی که به ترتیب با نام شهیدها نامگذاری شدند و وسط آنها هنوز یک کوچه پنجم باقی مانده ... این آشفتگی سر دراز دارد!
تهران جای غریبیست، تهران زیگورات و کتیبه و میدان ندارد، تهران هویت تاریخی چند هزار ساله ندارد، از بی چیزی شده است همه چیز. شده است موجودی که چهره زیبایی ندارد ولی استوار ایستاده است روی پاهایش، نه به چیزی چنگ می زند نه سنگ چیزی را به سینه می زند... تهران عین آشفتگی است، آشفتگی دلچسبی که عجیییییب احساس امنیت می دهد به آدم! و این همه سال زندگی کردن در آن، آنقدر عمیق ریشه می دواند در تو که نمی توانی خود را جدای از این آشفتگی بدانی...
...........سلام - خوش آمدید........... این وبلاگ متعلق است به همه ی بچه های پلیمر ورودی 86 دانشگاه علوم و تحقیقات. محلی برای به اشتراک گذاشتن اخبار، بحث و تبادل نظر، بیان درددل ها، ابراز رفاقت ها و حل مشکلات.