حدود یکسال از روزی که بحث برگزاری مراسم پایان دوره رو مطرح کردم می گذره... طی این یکسال با مشکلات زیادی – به خصوص برای پیدا کردن سالن برگزاری - برای این مراسم مواجه بودیم و همین مسئله باعث شد که برگزاری به تعویق بیافته. این در حالیست که در هر دانشگاهی، این مسئله از پیش پا افتاده ترین موضوعات برای دانشجویان به شمار میاد و – طبق شنیده ها – معمولاً امکانات دانشگاه به راحتی و بدون مشکل خاصی در اختیار دانشجویان قرار می گیره. البته معمولاً خود مسئولین دانشگاه موظف به برگزاری این مراسم برای فارغ التحصیلان دانشجویان خودشون هستند و اصولاً چنین مسئولیتی بر عهده ی دانشجویان نیست. اما به هر حال، ما در واحد علوم و تحقیقات تحصیل می کردیم و باید با این مشکلات در کنار بقیه محاسن و معایب کنار بیایم. با همه ی اینها، این مسائل هم موجب دلسردی و پشیمانی ما برای برگزاری مراسممون نشد و تعدادی از بچه ها، هرکس به نحوی، پیگیر مسائل مربوطه بودند.

طی این مدت هم همه ی دوستان در هر برخورد در دنیای حقیقی یا مجازی! با سوالاتی نظیر "پس این جشنمون چی شد؟َ!" در مورد روند پیشرفت فرایند پرس و جو می کردند و این موجب می شد که عزممون برای برگزاری مراسم قوی تر شه و پیگیریها رو رها نکنیم. از طرفی این اشتیاق و پیگیری ها به نحوی بار مسئولیت رو بر دوش من – به عنوان مطرح کننده ی این مسئله - بیشتر می کرد و برای من مشغولیت ذهنی فراوانی ایجاد کرده بود و از اینکه هنوز موفق به انجامش نشده بودم خوشحال نبودم!

تا اینکه حدود 3 هفته ی گذشته و بعد از زدن به هر دری! و بازبینی سالن ها و صحبت با افراد و مجموعه های مختلف، تصمیم گرفتم که با توجه به شرایطمون، یکی از این سالن ها رو برای برگزاری انتخاب کنم تا قبل از پایان تابستان به نتیجه برسیم و بعد از مشخص شدن سالن، هماهنگی های لازم برای باقی موارد از جمله فیلمبرداری، بخش هایی از مراسم و... رو هم تقریباً انجام دادم و بسیار امیدوار بودم که اوایل شهریور ماه، مراسم نسبتاً خوبی رو برگزار کنیم. البته مطمئناً در این مدت تعدادی از دوستان هم با هم فکری و همکاری، به پیشروی سریعتر کمک کردند.

تا اینجای داستان رو می شد با همکاری گروهی معدود انجام داد و پیش برد، اما برای اجرایی کردن همه ی این هماهنگی ها نیاز بود تا اکثریت بچه ها پا پیش بگذارن و با توجه به اشتیاق کلامی ای که بین بیشتر دوستان مشاهده می شد، انتظار می رفت که خیلی زود به نتیجه ی لازم و مورد نظر برسیم. اما بعد از مدتی دیدیم که در واقعیت و در عمل اتفاق دیگری افتاد: اگرچه چند نفر از دوستان کمال همکاری رو نشون دادند و خیلی زود آمادگی خود برای حضور – و یا حتی عدم حضور – خودشون رو اعلام کردند، اما بسیاری از بچه ها هیچ عکس العملی در قبال این مسئله از خود نشون ندادن! و در مواردی با واکنش هایی مبنی بر اینکه مراسم پایان دوره درجه ی چندم اهمیت قرار داره، مواجه شدیم.

خلاصه که در نهایت، با وجود تمدید دو هفته ای مهلت اعلام نظرها و بلاتکلیف نگه داشتن مسئولین سالن و فیلمبردار و ... برای رسمی کردن قرار داد، تنها چیزی حدود 30% از دوستان برای حضور اعلام آمادگی کردند که با محاسبه ی همراهان، نهایتاً به 80 نفر می رسیم که این رقم با تعداد پیش فرض 250 نفره ی ما (حداقل 80 دانشجو با 2 همراه) برای رزرو سالن و زمانبندی ها فاصله ی زیادی داره. به علاوه ی این که با کاهش تعداد افراد، سهم پرداختی هر نفر حدوداً دو برابر خواهد شد. از همه مهمتر اینکه چنین مراسمی با حضور 30% از افراد مربوطه! لطف چندانی نداره و رسمیت نخواهد داشت. این در حالیست که بنا بر اولتیماتوم مسئولین سالن، فردا (شنبه) اخرین فرصت برای اعلام نتیجه و عقد قرار داد و پرداخت نصف هزینه به عنوان پیش پرداخت برای اجاره ی سالن است!

با توجه به شرایط موجود، باید اعلام کنم که ضمن تشکر و عذرخواهی از دوستانی که تا اینجا کمال همکاری و همدلی رو برای برگزاری مراسم پایان دوره نشون دادند و دوستانی که حداقل به خواسته ی خودشون احترام گذاشتند و با حضور به موقعشون به پیشروی برگزاری جشن کمک کردند، به دلیل عدم وجود مشارکت بسیاری از دوستان در مسئله ای که مربوط به خودشونه و نبود حداقل همکاری ها و احتمال اینکه بعد از ادای هرگونه تعهد در مراحل مختلف - از جمله تعهد به مسئولین محل برگزاری مراسم - باز هم با مسائل اینچنینی مواجه بشیم و نتونیم از عهده­ی برآوردن تعهداتمون بربیایم، و اینکه فرصتی هم برای جبران باقی نمونده، از ادامه ی پیگیری مسائل مربوط به جشن پایان دوره معذورم. و به ناچار، فردا انصراف از اجاره ی سالن رو به مسئولین مربوطه اعلام خواهم کرد.

این درسته که الان هم مثل یک سال گذشته برگزاری این مراسم به سرانجام نرسیده، اما حداقل خیالم از این بابت که همه ی تلاشم رو انجام دادم و موضوع رو تا یک قدمی اجرا و تا جاییکه در توان و اختیارم بود پیش بردم آسوده است و با وجود اینکه هیچ گونه تعهدی نداشتم، اما از این به بعد در برابر سوال هایی مانند "پس جشنمون چی شد؟!" احساس ناراحتی و بدقولی نخواهم داشت.

امیدوارم که در کنار دوستان و خانواده، تابستان خوبی داشته باشید و مسافرت ها و برنامه های تابستانیتون خوش بگذره.