بیا کمی بخندیم...
بیا کمی بخندیم... به پیرمرد دوست داشتنی عصا به دستی که آدم را به یاد پیرمردهای داستانهای کودکانه میاندازد... پیرمردی با موی سپید و گونه و بینی چاق و چشمانی ریز و البته قلبی صاف و زلال... پیرمردی که در بدترین شرایط هم، زندگی را «دشوار» نمیبیند... پیرمرد مهربان و بی آزاری که با «هیچ بشری» کار ندارد و کسی هم با او کاری ندارد. او که با همهی مشکلات، خانهی بیست و چهار سالهاش را بهترین جای دنیا میداند و میخواهد یک تنه برود به جنگ هر کسی که بخواهد خانهاش را ویران کند: حتی اگر از شهرداری باشد. اینها که چیزی نیست... چقدر خندهدار است که مثل ما حرف نمیزند، نه؟... شنیدی؟؟؟ گفت «دوشواری»! راستی چه بهانهای از این بهتر برای خندیدن؟
بیا کمی بخندیم... به مرد آشپزی که روزیاش را در گرداب جوشان آش درون دیگ میجوید... مردی که شاید تمام روز را در فکر اینکه چطور هشتش را از گرو نه در بیاورد به شب میرساند. پدری که قلبش میگیرد از نامهای که امضا نکردند. چه میدانیم که چه نامهایست... نامهی مخابرات؟ نامهی تأیید وام؟ هر چه هست، نامهای است که تمام فکر و ذکرش را مشغول کرده و – چه خندهدار – فراموش میکند بیست و هفتم خرداد چه روزیست... حتی نمیداند روز تعیین سرنوشت! کشورش است!! به من و تو چه مربوط که با امضا نشدن نامهاش، سرنوشت خودش چه میشود. بیا بخندیم به اینکه نمیتواند کلمهها را آنطور که باید – و شایستهی شأن من و توست – برایمان در کنار هم بچیند...
شاید اینها خندهدار نبود. پس بیا بخندیم به «بیژن» که شاید میترسد از خندهی همکلاسیهایش. به بیژنی که برای نگرفتن یک «صفر کله گنده» از معلم بی وجدانش، برای فرار از کمربند پدرش شاید، دستانش را در هم میفشارد و تمام جسم نحیفش میلرزد و فراموش میکند که چرا سقف خانهاش را «شیبدار» ساختهاند... چه خندهدار است آوار شدن تمام استرس دنیا بر دل نوجوان سادهای که به یاد نمیآورد چرا جنگل سرمایه ملی است! شاید اصلاً نمیداند «سرمایه» چیست، شاید هم «ملی»... فراموشش کن! بیا بخندیم به کودکی که تمامقد در برابر دوربین معلمش ایستاده. معلمی که به امید خنداندن من و تو دانش آموزش را – فرزندش را – بازیچه قرار داده...
میبینی چقدر بهانه داریم برای خندیدن؟ پس چرا غم و غصه به دلمان راه بدهیم؟ مشکلات دیگران به من و تو چه مربوط؟ همینقدر که برای لحظهای شادمان کنند و یادمان برود که هستیم و چه هستیم و کجا زندگی میکنیم برایمان کافیست...
مشکلات(ش/م)ان بماند برای خود(ش/م)ان
ا.س.ف
...........سلام - خوش آمدید........... این وبلاگ متعلق است به همه ی بچه های پلیمر ورودی 86 دانشگاه علوم و تحقیقات. محلی برای به اشتراک گذاشتن اخبار، بحث و تبادل نظر، بیان درددل ها، ابراز رفاقت ها و حل مشکلات.